دنیای پژمان یادداشت های پژمان در محیط محترم وب http://pejmanworld.mihanblog.com 2018-06-22T07:31:04+01:00 text/html 2015-09-12T21:37:38+01:00 pejmanworld.mihanblog.com پژمان فانوس http://pejmanworld.mihanblog.com/post/48 در...<br> اندیشه ی یک فانوسم.<br> ساده و بی پروا.<br> نه به یک رشته ی بی تامل وصل است.<br> بی امان بی برگشت ،<span class="text_exposed_show"><br> از درون میسوزد.<br> و به خلصه میرود هر دیوار.<br> کاش اینجا اندکی شب میشد.<br> سایه ها ی جنگل چشمانت ،<br> جلوه ی چراغ کوچک میشد.<br> در زمستان سکوت و لبخند،<br> رهسپار دردیم.<br> وبه ردپای مدفون در برف،<br> اقتدا میکردیم.<br> راهمان رنگین بود.<br> و چه افسوس به این خواب عمیق ،<br> کوله ی باورمان سنگین بود .<br> همه رویا همه وهم.<br> غافل از سوختن شعله ی سهم، <br> شعر فانوس روضه ی تدفین بود.<br><br>"پژمان اسعدی ، شهریور 94"<br></span> text/html 2015-08-22T15:00:42+01:00 pejmanworld.mihanblog.com پژمان باور http://pejmanworld.mihanblog.com/post/47 پشت این موج شکن های سپید،<br>ریشه ی هنجره ای در سرما میلرزد.<br>رویش خاطره ها در تبعید،<br>باغ کوچک آیینه را میسازد.<br>جوهر سیاه این قلم چون بارید،<br>زخمه ی ترانه شد تاول زد.<br>بازهم صدای دریا پیچید،<br>مرغک غم زده ای به صدر ساحل پرزد.<br>گوش بر جان صدف می سایید،<br>ناگهان درد نمایان شده محکم در زد.<br>وه چه مهمانی و بزمی جاوید،<br>خواب بی شرم در سوگ زمان هم می زد.<br>زیرچشمان کبود خورشید،<br>رقص این کولی مغموم به جهان می ارزد.<br>موج های بی بهانه لغزید،<br>جام لبریز غم از قمارمن می بازد.<br>جامه برمی کنم از جان تردید،<br>غسل تعمید بر قامت من ساغر زد.<br>پوستین خاکی من خشکید،<br>روح سرمست چون صاعقه ای آتش زد.<br>نقش ها میان پرده ای سپید،<br>غایت رابطه را برهم زد.<br>در پس پنجره دستی تابید،<br>سنگ بر شیشه ی این باور زد.<br>وحشت بیشه ی جانم غرید،<br>کوچ شد به بیکران ها سرزد.<br>آسمان قنات خشکیده ی باغم را دید،<br>بارش حادثه بر پیکره اش میتازد.<br>اینچنین شب همه رویای سقوطم را چید،<br>راه تاریک من از ستاره ها می سوزد.<br>مانده در محبس بی آهن این قصر سپید،<br>تن رنجور شعورم بی هوا می پوسد...<br><b><font color="#FF0000"><br>"پژمان اسعدی" مرداد 94</font></b><br><br><br> text/html 2015-03-21T13:11:00+01:00 pejmanworld.mihanblog.com پژمان نوروز http://pejmanworld.mihanblog.com/post/46 <p align="center"> <strong>میگذارم پای در رکاب خستگی...</strong></p><p align="center"><strong><br>قصه پرداز زمان<br>مثل اعداد فروخفته در این دیوارها<br>رسم تکراری هر سالش<br>سبدی از درد است.<br>دست سرما زده ی کودک دیروزی من ، <br>در تب آخر اسفند و سکوت<br>قلب سنگین هوا را می شکست<br>و بسان مرغ بی بال و پری جامانده<br>به تماشای سپیده می نشست<br>شاید این نور از بحر غزل برخیزد <br>به شب شکسته ی پروازش<br>قمر هجرت رویای سحر آویزد<br>سحر غم از برهوت این ستم بگریزد<br>شاید این جبر قسم خورده ی مصلوب تنش<br>غل و زنجیر از او بگشاید...</strong></p><p align="center"><strong>همه شب اینهمه غم ، همچو آوار برجان من است<br>چشم خونین دلم می گرید<br>سنگ تاریک صبورانه ی من<br>قامت صامت افکار من است.<br>من به شوق دیدن چشمانت<br>عمر در قافیه ها میریزم<br>و به یاد شادی دیرینت<br>در سراب خالی بادیه ها<br>قصر کوچک تو را می سازم ...</strong></p><p align="center"><strong>تقدیم به برادرم</strong></p> text/html 2014-11-04T13:41:38+01:00 pejmanworld.mihanblog.com پژمان سلام عاشورا http://pejmanworld.mihanblog.com/post/45 <div align="center"><img src="http://www.radsms.com/wp-content/uploads/2014/11/sms-ashora-tasoa.jpg" alt="سلام عاشورا" hspace="0" vspace="0" align="bottom" border="0"></div><br>گوش کن : صدای طبل گرسنگی جماعتی که دچار فقر غذایی و نارسایی سلولی هستند&nbsp; و تمام کارگران زیر خط فقر که در صف نان پول خرد میشمارند به گوش میرسد !!! و تو ای آقازاده ی پولدار بر طبل مراسم عزاداری میلیاردی خودت بکوب!!!<br>دستمزدهای ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیونی مداحان معروف برای یک شب مداحی و روضه خوانی، علامت های ۱ میلیارد تومانی، سفارش غذاهای پرسی ۱۵۰ هزار تومانی از رستوران های معروف، پذیرایی از عزاداران با دیس های میگو و سوشی، طبل ها و دهل های ۴ تا ۱۰ میلیون تومانی ... باز هم بنویسم؟<br><br>علامت یک نماد عزاداری شیعه ... حالا با قیمت شاخه ای یک میلیارد از جنس طلا!!! با یکصد و یازده تیغه!!! شیعه سرت را بالا بگیر هنوز حرف های من تمام نشده... برای حرکت دادنش بایستی کمربند هیکلی سه تکه چرم گاومیش دو میلیونی ببندید تا ثوابتان تکمیل شود.<br>به فرموده مقام معظم رهبری هر چیزی که شیعه و مذهب ما را مورد وهم قرار دهد، اعم استفاده از شمشیر و ‌قمه در مراسم عزاداری حرام است.<br><br><br>قرارداد های بدون سقف لیگ برتری مداحان معروف این روزها .... و اجرای کنسرت تکنوی شور محرم در استادیوم ... برای انعقاد قرارداد با دلالان واسطه (ببخشید مدیر برنامه ها) تماس بگیرید!!! البته نباید این موضوع را به کل مداحان اهل بیت تعمیم داد.بسیاری از ذاکرین اهل بیت (ع) برای رضای خدا مداحی می‌کنند و یک چیزی هم از جیب خود می‌دهند .<br><br>این دستمزدها و قیمت ها در حالیست که سایت های خبری، هزینه حداقلی یک هیات عزاداری را نزدیک به 25 میلیون اعلام کرده اند:"با اعمال تحریم‌های بین‌المللی و رشد شدید قیمت ارز در سالهای گذشته، قیمت همه اقلام مورد نیاز هیات د با رشد شدیدی مواجه شد. به طوری که مجموع هزینه‌های هیات در سال ۹۲ بیش از شش برابر چهار سال قبل بود و به ۲۳۲ میلیون و ۲۷۸ هزار و ۸۰۰ ریال رسید. خرید ۷۰۰ کیلو برنج در سال گذشته برای هیات ۴۶ میلیون و ۹۰۰ هزار ریال، ۱۱۰ کیلو گوشت گوسفند ۲۵ میلیون و ۶۰۰ هزار ریال و ۵۰ کیلو پیاز ۵۰۰ هزار ریال خرج برداشت. در این سال به مداح ۱۰ میلیون ریال و به واعظ ۱۳ میلیون ریال پرداخت شد. اما نکته جالب این بود که یک قلم فرهنگی دیگر نیز به هزینه‌های سال ۹۲ هیات اضافه شد: ۵ میلیون و ۲۵۰ هزار ریال برای خرید 25 جلد کتاب اصحاب الحسین".<br><br>هیات های عزاداری سواره هم ابتکار جدید بچه پولدارها ،&nbsp; خودروهای لوکس چند صد میلیون تومانی ، هماهنگ با&nbsp; صدای ضبط صوت های خود، ترافیکی بنام سوگواری راه می اندازند ... خوش به حال اسلام.<br><br>لحظات شیرین گردش و تفریح در سوگ حسین&nbsp; :&nbsp; افزایش مصرف بنزین در تهران ... و مسدود شدن جاده های بین شهری ... <br><b>راستی کربلا از کدام طرف می روند؟؟؟</b><br><br> text/html 2014-10-28T11:20:42+01:00 pejmanworld.mihanblog.com پژمان فاصله طبقاتی http://pejmanworld.mihanblog.com/post/44 <DIV class=blogbody> <H3 class=title><FONT size=3><B>ایران: 7 میلیون در فقر شدید و 6 میلیون ثروتمند </B></FONT></H3> <P>وزیر تعاون، كار و رفاه با اعلام اینكه 5 تا 6 میلیون نفر دارای ثروت بالا مانند ثروتمندان خارجی هستند، گفت: در عین حال، 7 میلیون نفر نیز در فقر شدید به سر می‌برند. <BR>به گزارش مهر، علی ربیعی با اعلام اینكه جمعیت تحت‌ پوشش بسته امنیت غذایی افزایش می‌یابد، پنجره جمعیتی را فرصتی مغتنم برای رشد و توسعه كشور دانست و بر رفع عدم توازن‌های موجود تأكید كرد. وزیر تعاون، كار و رفاه اظهار داشت: دولت یازدهم رفاه را به عنوان حق مردم به رسمیت شناخته و با در نظر داشتن فقر و نابرابری و توجه به این مشكلات، سعی در برطرف كردن آن دارد. وی با بیان اینكه در برنامه سوم توسعه به نهادسازی اهمیت زیادی داده شده است، افزود: برای كاهش فقر باید نهادسازی كنیم. ربیعی با اشاره به اینكه فقر آموزشی، فقر سلامت، فقر غذایی و فقر درآمدی از شاخص‌‌های مهم بررسی میزان فقر در جامعه هستند، گفت: هرم توزیع درآمدی كشور ما نشان می‌دهد كه 7 میلیون نفر در شرایط فقر شدید هستند و همچنین امنیت غذایی آنها در مخاطره است. ربیعی افزود: 5 تا 6 میلیون فرد پُردرآمد داریم كه میزان ثروت آنها با میزان ثروت پولداران یا ثروتمندان در كشورهایی مثل امریكا چندان تفاوتی ندارد. وزیر كار با بیان اینكه ما در اجرای برنامه یارانه 7 میلیون نفر را شناسایی كرده‌ایم، تصریح كرد: دولت یازدهم در تأمین امنیت غذایی موفق بوده، ضمن اینكه در آینده‌ای نزدیك میزان این 7 میلیون نفر به 10 میلیون نفر افزایش خواهد یافت. </P> <DIV class=blogbody> <H3 class=title><FONT size=3><B>37 درصد افراد 25 سال به بالا بی‌سواد هستند </B></FONT></H3> <P>یك پژوهشگر حوزه تعلیم و تربیت با اشاره به اینكه رتبه ایران در شاخص توسعه انسانی 75 است، افزود: فاصله فاحشی بین ایران و دیگر كشورهای منطقه در این زمینه وجود دارد. <BR>احمد عطر‌فروش با حضور در همایش توسعه و عدالت آموزشی از وجود 9/36 درصد بی‌سواد در گروه سنی 25 سال به بالا خبر داد و افزود: مهم‌ترین نیروی انسانی كشور ما جوانان این گروه سنی هستند، به همین دلیل این میزان بی‌سوادی برای این گروه بسیار بالاست. وی با اشاره به آخرین گزارش سازمان ملل و رتبه 75 ایران در جهان در سنجش شاخص توسعه انسانی اظهار كرد: این در حالی است كه طبق سند چشم‌انداز ما باید تا سال 1404 رتبه نخست توسعه انسانی در منطقه را كسب كنیم، اما در حال حاضر تمام كشورهای منطقه از ایران رتبه بسیار بالاتری دارند. این پژوهشگر حوزه تعلیم و تربیت پیامد فقر آموزشی و سوء‌مدیریت را تشدید فاصله اجتماعی و اقتصادی عنوان كرد و ادامه داد: گروه ثروتمندی كه از تحصیلات و مناصب با اهمیت بهره‌مند شدند، در مدیریت منابع جامعه طوری اقدام می‌كنند كه منافع خودشان تداوم یابد. </P></DIV> <P>&nbsp;</P></DIV> text/html 2014-10-27T10:25:54+01:00 pejmanworld.mihanblog.com پژمان افزایش طلاق http://pejmanworld.mihanblog.com/post/43 <P><BR><STRONG>ایران: افزایش طلاق، نشانه تغییر موقعیت زنان</STRONG></P> <P><STRONG>گزارشی از رویترز<BR>افزایش طلاق، نشانه تغییر موقعیت زنان</STRONG></P> <P>روزآنلاین: ازدواج در ایران از سال های دور یکی از اتفاقاتی است که خانواده ها برای برگزاری آن صدها هزار دلار خرج می کند. اما امروز بعضی از زوج ها پولشان را در مراسمی کاملا متفاوت با مراسم ازدواج خرج می کنند: جشن طلاق.</P> <P>رسانه های داخلی و وبلاگ ها ماه هاست که درباره این مهمانیهای پرخرج، که با کارت ها و کیک های طنزآمیز، جدایی زوج ها را جشن می گریند، می نویسند. این پدیده چنان گسترده شده است که یک روحانی صاحب نام می گوید کسانی که این جشن ها را برگزار می کنند، "شیطان پرست" هستند.</P> <P>اما، جشن های طلاق، نشانه یک روند غیرقابل انکار است: طلاق در ایران افزایش پیدا کرده است. از سال ۲۰۰۶ آمار طلاق بیش از یک و نیم برابر شده است و ۲۰ درصد از ازدواج هابه طلاق منجر می شود.</P> <P>طبق آمار رسمی، در دو ماه اول سال، بیش از ۲۱ هزار مورد طلاق ثبت شده است. افزایش تعداد زوج هایی که طلاق را انتخاب می کنند برای محافظه کارانی که این پدیده را از بین رفتن ارزش های اسلامی می دانند، نگران کننده است.</P> <P>ماه گذشته، مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری ایران گفت که ۱۴ میلیون پرونده طلاق در دادگستری "شایسته نظام اسلامی نیست".</P> <P>دلایل طلاق، مانند بسیاری از کشورهای دیگر شامل مشکلات اقتصادی، خیانت، اعتیاد یا آزار جسمی است. اما کارشناسان معتقدند افزایش طلاق نشان می دهد که در ایران یک تغییر مهم اجتماعی صورت گرفته است.</P> <P>حمیدرضا جلایی پور، جامعه شناس از دانشگاه تهران می گوید: "فردگرایی در ایران، بخصوص در میان زنان وتحصیلات و قدرت اقتصادی درزنان افزایش پیدا کرده است."</P> <P>او می گوید: "قبلا زن ها ازدواج می کردند و باید کنار می آمدند حالا اگر زن راضی نباشد، جدا می شود. طلاق دیگر تابو نیست."</P> <P><STRONG>جشن طلاق<IMG src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/56.gif"></STRONG></P> <P>یک زن ۴۱ ساله، فارغ التحصیل رشته شیمی که رئیس روابط عمومی یک کارخانه در تهران است و یک دختر نوجوان دارد، می گوید از شوهرش که معتاد بوده، طلاق گرفته است.</P> <P>کاغذ بازی های دولتی چند سال طول کشیده است. او می گوید: "آنها خوششان نمی آید که زن درخواست طلاق کند. اما از وقتی حکم طلاق صادر شده است احساس می کنم که در بهشت هستم".</P> <P>زمانی که ازدواج کرده بود، یکی از خاله هایش گفته بود وقتی همسرش خواب است ظرف ها را نشوید چون شوهرش سر درد می گیرد.</P> <P>او گفته بود:"به درک که سردرد می گیرد، چرا خودش بلند نمی شود ظرف ها را بشوید؟"</P> <P>او هرگز در یکی از جشن های معروف طلاق در تهران شرکت نکرده است اما می گوید: "روزی که طلاقم را گرفتم، دوستانم را دعوت کردم تا جشن بگیریم".</P> <P>یک وکیل می گوید که قانون طلاق در ایران بطور سنتی طرفدار شوهر است. این شوهر است که حق طلاق دارد. اما در پرونده های طلاقی که این روزها به دادگاه می رود، زن و مرد طلاق توافقی می گیرند.</P> <P>در پرونده هایی که شوهر طلاق نمی خواهد، زن باید بطور قانونی سوء رفتار شوهر و مشکلات جسمانی او که باعث می شود نتواند وظایف زناشویی را انجام بدهد را ثابت کند.</P> <P><STRONG>سکه های طلا<IMG src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/36.gif"></STRONG></P> <P>درصورت طلاق زن می تواند مهریه اش را از شوهرش طلب کند. مهریه در ایران که معمولا بصورت سکه طلا تعیین می شود، در سال های اخیر بشدت افزایش قیمت پیدا کرده است و خانواده ها باید ده ها هزار دلار برای آن بپردازند.</P> <P>اگر شوهر نتواند مهریه را بپردازد، همسر می تواند بخشی یا تمام آن را برای گرفتن طلاق ببخشد. در برخی موارد شوهر که نتوانسته است مهریه را بپردازد، به زندان افتاده است.</P> <P>محسن محمدی، رئیس گروه حقوقی یسا در تهران می گوید: "در دوسال اخیر مسئله طلاق در ایران به سطح بی سابقه ای رسیده است."</P> <P>کارشناسان می گوید تعداد زنان تحصیلکرده و حضور آنان بعنوان نیروی کار، تغییر کرده است و این در آمار طلاق بی تاثیر نیست. در سال تحصیلی جدید، ۶۰ درصد دانشجویان زن هستند.</P> <P>وقتی این زنان فارغ التحصیل شوند، ممکن است اولویت اولشان ازدواج نباشد زیرا می توانند کار کنند. بعد از اینکه ازدواج کردند برای آنها خارج شدن از یک ازدواج مشکل دار آسان تر خواهد بود و می توانند از لحاظ اقتصادی از خودشان مراقبت کنند.</P> <P><STRONG>این روند مختص افراد رده بالای جامعه ایران نیست.</STRONG></P> <P>کاوه هریس، جامعه شناس دانشگاه پرینستون، می گوید: "ما درباره طبقه متوسط جامعه ایرانی حرف نمی زنیم، دلیل طلاق ها دیگر غربی شدن بخشی از جامعه نیست."</P> <P>او می گوید: "بالا رفتن آمار طلاق به دلیل تغییر ساختار جامعه از درون است. ما قدرت زنان را با اعتبار و تجربه ای که کسب کرده اند می سنجیم. زیرا در غیر اینصورت آمار طلاق تا این اندازه بالا نبود. اگر این مسئله فقط در پوسته بیرونی اتفاق افتاده بود، میزان آمار طلاق تا این حد زیاد نبود."</P> <P><STRONG>افزایش آمار طلاق مقامات دولتی را نگران کرده است زیرا میزان زاد و ولد را کاهش می دهد.</STRONG></P> <P>سال گذشته، کمیسیون امور اجتماعی مجلس، پیشنهاد بودجه ۱.۱ میلیارد دلاری برای تسهیل در ازدواج را ارائه کرد اما این مصوبه رد شد. عبدالرضا عزیزی، رئیس این کمیسیون گفت: "اگر نمایندگان با جوانان کشور همدرد بودند، بهتر بود به این مصوبه رای می دادند".</P> <P>با وجود اقدامات دولت برای جلوگیری از افزایش آمار طلاق، تغییر تعامل در مورد طلاق دشوار است.</P> <P>هریس می گوید: "اینکه کسی بگوید "من می خواهم طلاق بگیرم" و شما جامعه محافظه کار را مجاب بکنید، کافی نیست. مردم باید اقدام کنند و طرف مقابل نمی تواند بی تفاوت بماند".<BR></P> text/html 2014-10-27T10:16:55+01:00 pejmanworld.mihanblog.com پژمان بدهی به بانک های کشور http://pejmanworld.mihanblog.com/post/42 <P><BR><STRONG>۵۴ نفر و بیش از ۶ هزار میلیارد تومان</STRONG></P> <P>مدیرعامل بانک ملی ایران گفت: بخش خصوصی 130 هزار میلیارد ریال معوقه به این بانک دارد که نیمی از آن مربوط به 54 نفر است.</P> <P>به گزارش ایرنا 'عبدالناصر همتی' روز پنجشنبه در شورای برنامه ریزی و توسعه استان همدان با بیان این که برخی از معوقات تمدید شده است، افزود: رقم واقعی بدهی های بخش خصوصی به بانک ملی 200 هزار میلیارد ریال است.</P> <P>وی با بیان این که نیمی از معوقات بخش خصوصی به بانک ملی مربوط به 54 نفر است، اضافه کرد: دولت نیز 150 هزار میلیارد ریال به بانک ملی بدهی دارد که با کمک نمایندگان مجلس و مسوولان این بدهی ها باید زودتر وصول شود.</P> <P>وی اظهار کرد: از ابتدای امسال 150 هزار میلیارد ریال تسهیلات توسط بانک ملی پرداخت شده که در شرایط سخت نیز وضعیت بانک ملی از سایر بانک ها بهتر است.</P> <P>همتی افزود: بانک ملی به طور متوسط روزانه سه هزار وام ازدواج پرداخت می کند و 70 درصد تعهد وام ازدواج توسط بانک ملی انجام شده است.</P> <P>به گفته وی، تا پایان مهر ماه 218 هزار فقره وام ازدواج در سطح کشور پرداخت شده که این میزان دو برابر همه بانک ها است و سهم استان همدان از این وام هفت هزار و 480 فقره است.</P> <P>مدیر عامل بانک ملی ایران گفت: در سه ماه گذشته 410 طرح مشکل دار که بلاتکلیف و نیمه تمام بود، مورد بررسی قرار گرفت و 330 طرح در سطح کشور تعیین تکلیف شدند.</P> <P>همتی افزود: تمرکز دولت برای سرمایه در گردش است تا به رشد اقتصادی و اشتغالزایی کمک کند و بانک ملی آمادگی این کار را دارد.</P> <P>وی با تاکید بر این که اقتصاد کشور ایران بانک محور است و باید بانک ها مورد توجه مسوولان قرار گیرند، گفت: دولت نیز حمایت خود را از بانک ها اعلام کرده است.</P> <P>همتی افزود: آسیب های زیادی به بانک ملی وارد شده اما هدف اصلی اصلاح ساختار است تا بانک ملی به ریل اصلی خود برگردد.</P> <P>مدیرعامل بانک ملی ایران در این سفر دو روزه در نشست روسای بانک های ملی استان شرکت کرد و در دیدار با استاندار همدان طرح هایی که در دریافت تسهیلات مشکل دارند را مورد بررسی قرار داد.<BR></P> text/html 2014-10-27T10:13:21+01:00 pejmanworld.mihanblog.com پژمان مواد مخدر http://pejmanworld.mihanblog.com/post/41 <P><BR><STRONG>روانگردانها و الکل مشکل 10 سال آینده</STRONG></P> <P>یک عضو سازمان پزشکی قانونی نسبت به افزایش مصرف مواد مخدر صنعتی در بین جوانان هشدار داد.</P> <P>به گزارش ایسنا، دکتر غنی زاده در سلسله نشست حوزه رفاه اجتماعی برای تدوین برنامه ششم توسعه با بیان اینکه در ایران حدود 25 درصد مصرف شیشه داریم گفت: در حال حاضر ایران یکی از بزرگترین مصرف کننده‌ها در حوزه مواد مخدر بوده و بر اساس منابع بین المللی به عنوان صادر کننده شناخته می‌شود.</P> <P>وی ادامه داد: در سیستم قضایی کشور به لحاظ قانون مشکل وجود دارد و در برخورد با پیش سازها مشکل قانون داریم. بحثی که وجود دارد این است که در آینده به کجا می‌خواهیم برویم؟ در حال حاضر مشکل ما مواد مخدر افیونی مثل تریاک نیست و فکر می‌کنم حتی اگر ماده‌ای مثل تریاک را آزد هم کنیم اتفاق خاصی نمی‌افتد بلکه مشکل ما بحث‌هایی مثل ترامادول، شیشه و الکل است.</P> <P>غنی زاده در مورد مصرف ترامادول تصریح کرد: هر روز با افرادی که بر اثر مصرف ترامادول آسیب دیده‌اند برخورد داریم که متاسفانه همه آنها زیر 30 سال هستند این در حالیست که تا به حال درمورد ترامادول بحثی نشده در صورتی که با یک اعتیاد مخفی روبرو هستیم.</P> <P>وی افزود: زیر ساز همه قرص‌های تقویتی که عطاری‌ها عرضه می‌کنند ترامادول است. عطاریها جولان می‌دهند و هیچ اتفاقی در کشور نمی‌افتد و برخوردی با آنها صورت نمی‌گیرد. متاسفانه این عطاریها به نوعی منبع تولید مواد شده‌اند و انواع و اقسام مواد مثل متادون را استفاده می‌کنند. هنوز قانون در برخورد با این مسائل دچار مشکل است.</P> <P>این عضو سازمان نظام پزشکی ادامه داد: هنوز قضات ما توجیه نشده‌اند و بعد از آموزش‌هایی که در استانهای مختلف ارائه شده تازه به خطرات ماده مخدری مثل شیشه پی برده‌اند.</P> <P>غنی زاده با تاکید بر خطر روانگردان‌ها تصریح کرد: این اعلام خطر را می‌کنم که در ده سال آینده مشکل ما روان گردانها، الکل و قرص‌هایی ست که خود ما در سیستم بهداشتی تولید می‌کنیم.</P> <P>به گزارش ایسنا، در ادامه این همایش قدوسی، یک عضو وزارت بهداشت نیز گفت: دو چالش وجود دارد که باید در اصلاح و تدوین سیاست‌ها مورد توجه قرار بگیرد؛ اول اینکه دبیرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر جایگاه خودش را با سازمان مبارزه با مواد مخدر اشتباه گرفته و گاهی به عرصه اجرا ورود می‌کند.</P> <P>قدوسی با اشاره به حوزه تقاضا مواد مخدر افزود: در حوزه کاهش تقاضا، ورود معاونت کاهش تقاضای ستاد در عرصه اجرا را مانعی برای راهبری درمان و کاهش آسیبها توسط وزارت بهداشت و سایر دستگاهها می‌دانم. حوزه کاهش تقاضا را به وزارت بهداشت واگذار کنند و تشکیلات لازم را در اختیار این وزارتخانه قرار دهند زیرا در حال حاضر ساختار و تشکیلات وزارت بهداشت برای مبارزه با اعتیاد اصلا مناسب نیست و بودجه آن نیز به ستاد مبارزه با مواد مخدر وابسته است.</P> <P>وی همچنین گفت:علی رغم اینکه شعار داده می شود که با کاهش تقاضا، به کاهش آسیب پرداخته می شود؛ اما اگر به لحاظ ساختاری و بودجه‌ای به آن نگاه کنیم متوجه می‌شویم که خوب به بحث کاهش آسیب پرداخته نشده و به شدت با کمبود بودجه مواجه هستیم.</P> <P>قدوسی در همین زمینه ادامه داد: چالش دوم، ماده 16 قانون مبارزه با مواد مخدر است که قانون خوبی است اما نوع مذاکراتی که در این ماده وجود دارد به خوبی اجرا نمی شود، زیرا طبق آن بعد از دستگیری فرد معتاد باید کار او پیگیری شود تا دوباره به سمت مواد برنگردد اما در کشور با افرادی مواجه می‌شویم که 32 بار دستگیر شدند اما متاسفانه نتیجه‌ای نداشته و ماده 16 به خوبی غربالگری نمی‌شود که این امر به ماده 15 هم آسیب می‌زند.<BR></P> text/html 2014-10-27T10:04:02+01:00 pejmanworld.mihanblog.com پژمان رشد اقتصادی http://pejmanworld.mihanblog.com/post/40 <P><BR><STRONG>چرا رشد اقتصادی اخیر، ملموس نبود؟</STRONG></P> <P>استادیار و عضو هیات علمی گروه اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد، ملموس نبودن رشد اقتصادی اخیر را به دلیل رشد در بخش‌هایی دانست که با زندگی روزمره عموم مردم ارتباط کمتری دارند.</P> <P>دکتر علی چشمی در گفت‌وگو با ایسنا، در خصوص اعلام رشد اقتصادی و بسته خروج غیرتورمی از رکود، افزود: در بخش‌هایی مثل معدن و بانکداری، رشد بالاتر از میانگین بوده است که منفعت رشد در این بخش‌ها به عموم مردم نمی‌رسد. اما رشد در بخش‌هایی مانند کشاورزی، ساختمان، حمل و نقل و ارتباطات با درآمد عموم مردم ارتباط نزدیکتری دارد.</P> <P>وی ادامه داد: دولت در بسته خروج غیرتورمی از رکود، بخش‌های نفت، پتروشیمی، مسکن و صادرات غیرنفتی را به عنوان بخش‌های پیشران در نظر گرفته است که در کنار این بخش‌های پیشنهادی باید به بخش کشاورزی هم اهمیت ویژه‌ای بدهد زیرا کشور ما مانند ترکیه از پتانسیل بالایی در این بخش برخوردار است.</P> <P>چشمی افزود: هر چند نسبت به شرایط نیمه اول سال گذشته اوضاع اقتصادی کمی بهتر شده اما هنوز در دوره رکود هستیم، زمانی می‌توانیم بگوییم از رکود خارج شده‌ایم که تولید از دست رفته به دلیل رشدهای منفی جبران شده و از میانگین رشد اقتصادی سال‌های مختلف که در ایران حدود 4 درصد است بالاتر برویم و حالت با ثبات پیدا کنیم لذا به لحاظ آمارهای اقتصادی و مبانی اقتصادی ادوار تجاری از رکود خارج نشده‌ایم.</P> <P><STRONG>پس‌انداز مردم در بانک‌ها صرف صنایع نیمه ورشکسته می‌شود</STRONG></P> <P>استادیار دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد اظهار کرد: متاسفانه در اقتصاد کشور انحراف پس‌انداز از سرمایه وجود دارد و پس‌انداز زیاد مردم در بانک‌ها به جای سرمایه‌گذاری مولد، صرف صنایع نیمه ورشکسته ناکارآمد می‌شود. این صنایع تنها به دلیل استفاده از تورم بیشتر و قیمت‌های بالاتر می‌توانند به حیات اقتصادی ‌شان ادامه بدهند.</P> <P>وی با اشاره به اینکه در شرایط تورمی به دلیل افزایش هزینه‌های تامین مالی، هزینه‌های تولید بالا می‌رود، گفت: همزمان با کاهش نرخ بهره، تولید رونق پیدا خواهد کرد، همچنین پس‌اندازهای مردم به نتایج بهتری می‌رسد، بنابراین در حالتی جامعه می‌تواند از منافع کاهش نرخ تورم طبق سیاست‌های پیش‌بینی شده در «بسته خروج غیرتورمی از رکود» بهره‌مند شود که این کاهش تورم بتواند به کاهش نرخ بهره منجر شود.</P> <P>چشمی در خصوص راهکارهای موجود بری کاهش نرخ بهره در کوتاه مدت، اظهار کرد: کاهش نرخ تنزیل مجدد یک راهکار مناسب برای کاهش نرخ بهره است، بانک مرکزی چندین سال است با نرخ 35 درصد به بانک‌ها اعتبار می‌دهد اما این نرخ باید برای بانک‌های غیردولتی با عملکرد مناسب کاهش یابد.</P> <P>وی افزود: بانک مرکزی نباید به برخی از بانک‌های دولتی و شبه دولتی که از صنایع ناکارآمد حمایت می‌کنند، اعتبار دهد بلکه می‌تواند بانک‌ها را رتبه‌بندی کرده و به آن دسته از بانک‌ها که عمدتا سرمایه‌ها را بهتر استفاده می‌کنند وام بیشتری دهد.</P> <P>چشمی، راهکار دوم را کمک به وام‌دهی در بازار بین بانکی دانست و اظهار کرد: کاهش تورم در دوره اخیر با افزایش نرخ سود بازار بین بانکی همراه بوده به صورتی که این نرخ از حدود 20 درصد در سال 1391 به نزدیک 30 درصد در ماه های اخیر رسیده است، این افزایش حاکی از نتیجه معکوس کنترل نرخ تورم در نرخ سود است لذا بانک مرکزی باید برای کاهش نرخ سود بین بانکی برنامه داشته باشد.</P> <P>وی با بیان اینکه راهکار دیگر این است که نرخ سود سپرده‌های جاری صفر شود، افزود: چون سپرده‌های جاری فرّار هستند و بازدهی‌شان را تنها از سفته بازی می‌گیرند نرخ آن‌ها باید صفر باشد، اما در کشور ما اکنون این نرخ حدود 10 درصد است. به منظور کاهش رقابت مخرب بانک‌ها با یکدیگر باید نرخ سود سپرده جاری طبق قانون صفر شود و دولت در مقابل می‌تواند نرخ سود سپرده بلندمدت را آزاد کند.</P> <P>این اقتصاددان ادامه داد: حتی در آمریکا که مهد نظام بازار آزاد است از زمان بحران سال 1930 تا چند سال اخیر نرخ سود سپرده‌های جاری طبق قانون صفر تعیین شده بود و تمامی بانک‌ها موظف به رعایت این نرخ بودند.</P> <P>وی با انتقاد از کمرنگ بودن نقش بازار اوراق قرضه در بسته خروج غیرتورمی از رکود، گفت: یکی از دیگر راهکارهای کاهش نرخ بهره در کوتاه مدت، گسترش بازار اوراق قرضه شرکت‌هاست، به این منظور باید تمهیداتی در بورس فراهم شود تا عرضه اوراق قرضه شرکت‌ها در اقتصاد رواج بیشتری پیدا کند.<BR></P> text/html 2014-03-20T22:45:21+01:00 pejmanworld.mihanblog.com پژمان نوروز خجسته http://pejmanworld.mihanblog.com/post/39 گوش کن صدای عمو نوروز می آید اگه خوب گوش کنی صدای دایره زنگی را میشنوی حاجی فیروز وارد میشه و شروع به رقصیدن میکند و با عشق میخواند:<br><br> مژده بدم ای مردم بازار<br> بیدار بشین از خواب دل ازار<br> بر پا بکنین هل هله و شور<br> با شمام بهار داره میاد زود<br> این مشکله این حقیر هر سال<br> خیلی سخته تا بیدار بشن مردم بازار<br> چاره ندارم تا روز نوروز<br> باید بخونه این حاجی فیروز<br> ابراب خودم سامبولی بلیکم<br> ابراب خودم سرتو بالا کن<br> ابرابه خودم از خواب بیدار شو<br> اربابه خودم همراه ما شو<br> با بنده که چند هزار ساله هستم<br> دستتو بیار بزار تو دستم<br> با همدیگه یک صدا بخونیم<br> بعد از این دیگه با هم بمونیم<br> بشکن بشکنه بشکن من نمیشکنم بشکن<br> این ور بشکنم این گله داره <br> اون ور بشکنم اون گله داره<br> بیچاره دله من که عجب حوصله داره<br> حاجی فیروزه، سالی یه روزه،<br> همه می دونن، منم می دونم،<br> عید نوروزه ، عید نوروزه text/html 2014-02-19T19:20:35+01:00 pejmanworld.mihanblog.com پژمان دارایی شبکه بانکی کشور http://pejmanworld.mihanblog.com/post/38 <div align="right"><br><h2><font size="2">۸٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ؛ دارایی شبکه بانکی کشور</font></h2><br>این رقم حاصل رشد ـ متوسط سالانه ـ ۲۸٫۳ درصدی طی ۵ سال اخیر بوده و اگر رشد دارایی بانک ها به همان میزان سال قبل باشد، در پایان امسال باید شاهد بانک هایی باشیم که دارایی آنها به نزدیک ۱۰ بیلیارد ریال است.<br><br><div align="center"><img src="http://www.anvarionline.net/wp-content/picture/2014/02/Untitled1.jpg" alt="۸٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ؛ دارایی شبکه بانکی کشور" height="285" align="bottom" border="0" vspace="0" width="464" hspace="0"><br></div><br>دارایی های یک بانک را دارایی های نقد ، مطالبات از بانک‌های مرکزی، مطالبات از بانک‌ها و مؤسسات اعتباری، تسهیلات اعطایی و مطالبات از بخش های خصوصی و دولتی، اوراق مشارکت و سایر اوراق مشابه، سرمایه‌گذاری‌ها و مشارکت‌ها، دارایی‌های ثابت و … تشکیل می دهد.&nbsp; هفت بیلیارد و ۶۰۰ بیلیون ریال (رقم دقیق: ۷٫۶۲۶٫۱۲۵٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ) مجموع دارایی ۲۹ بانک و موسسه مالی و اعتباری در پایان سال ۱۳۹۱ است.<br><br>این رقم حاصل رشد ـ متوسط سالانه ـ ۲۸٫۳ درصدی طی ۵ سال اخیر بوده، در سال ۱۳۸۷مجموعه دارایی بانک های کشور نزدیک ۲٫۸ بیلیارد ریال بوده که با رشد ۱۸٫۷ درصدی در سال ۱۳۸۸ به بیش از ۳٫۴ بیلیارد ریال رسید، در سال ۱۳۸۹ شاهد رشد ۳۸٫۲ درصدی بودیم که جمع دارایی بانک ها را به ۴٫۶ بیلیارد رساند و در سال ۱۳۹۰ با رشد ۲۵٫۳ درصدی جمع دارایی های بانک ها به ۵٫۸ بیلیارد ریال رسید. نهایتا در سال ۱۳۹۱ شاهد رشد ۳۰٫۹ درصدی بودیم که دارایی بانک ها و موسسات اعتباری را به رقم ۷ بیلیارد و ۶۲۶ بیلیون و ۱۲۵ میلیارد ریال رساند.<br><br>اگر رشد دارایی بانک ها به همان میزان سال قبل باشد، در پایان امسال باید شاهد بانک هایی باشیم که دارایی آنها به نزدیک ۱۰ بیلیارد ریال است.<br><br>در پایان سال ۱۳۹۱ بیشترین دارایی های شبکه بانکی کشور به ترتیب در اختیار بانک های: ملت، ملی، مسکن، صادرات، تجارت، کشاورزی، پارسیان، سپه،پاسارگاد،قوامین،اقتصاد نوین،صنعت و معدن،رفاه کارگران،سامان،انصار،سینا،آینده،سرمایه،شهر،کارآفرین،توسعه صادرات، دی،مهر ایرانیان،توسعه تعاون،پست بانک،گردشگری،ایران زمین و حکمت ایرانیان بوده است.<br><br>پنج بانک اول این لیست یعنی: ملت،ملی،مسکن،صادرات و تجارت جمعا نزدیک ۵۷ درصد دارایی های کل شبکه بانکی را به خود اختصاص دادند.<br><br>در سال ۱۳۹۱ بیشترین رشد سالانه دارایی ها به ترتیب به بانک های: دی،ایران زمین،حکمت ایرانیان،گردشگری،شهر،آینده،صنعت و معدن،ملت،قوامین،رفاه کارگران،انصار،سرمایه،سینا،پاسارگاد،مسکن،مهر ایرانیان،جمع،کارآفرین،اقتصاد نوین،سامان،کشاورزی،صادرات،توسعه تعاون،تجارت،ملی،پارسیان،سپه،پست بانک و توسعه صادرات اختصاص دارد.<br><br>مجموع دارایی بانک ها و موسسات مالی و اعتباری طی ۵ سال گذشته(میلیارد ریال)&nbsp; <br><br><br><div align="center"><img src="http://www.anvarionline.net/wp-content/picture/2014/02/Untitled2.jpg" alt="مجموع دارایی بانک ها و موسسات مالی و اعتباری طی ۵ سال گذشته(میلیارد ریال) " height="1288" align="bottom" border="0" vspace="0" width="428" hspace="0"><br></div></div> text/html 2014-02-07T11:48:08+01:00 pejmanworld.mihanblog.com پژمان کاش بدانی غم نان یعنی چه... http://pejmanworld.mihanblog.com/post/37 <div align="center"><br>گاریِ سیب فروش سر میدان افتاد<br>مرد از جاذبه در بهتِ خیابان افتاد<br><br>سیبها ریخت که از مرد نماند چیزی<br>جوی پرشد که دو سر عایله در آن افتاد<br><br>بعد از آن کوچه ندیدش به گمانم آن مرد<br>یک دو ماهی به همین جرم به زندان افتاد<br><br>یا نه مثل همه ی مردم شیدا شاید<br>گذرش بر حرم شاه شهیدان افتاد<br><br>گره مشکل او دست خدا باز نشد<br>کار او باز به یک مشت مسلمان افتاد<br><br>او که عاشق تر از آن بود که دانا باشد<br>سر و کارش به همین مردم نادان افتاد<br><br>غم نان ، کاش بدانی غم نان یعنی چه<br>یعنی آدم به تب گندم از ایمان افتاد<br><br>آدم آن روز که دستش به دهانش نرسید<br>از خدا دست کشید و پی شیطان افتاد<br><br>***<br><br>… و شب بعد زمین مرده ی او را بلعید<br>جسدش در حرم شاه شهیدان افتاد<br><br>گله آرام میان شب عریان خوابید<br>زخم چون گرگ به جان نی چوپان افتاد:<br><br>لا لالا برگ گُلُم! شاخه ی بیدُم لالا<br>یوسفُم دست کدوم گرگ بیابان افتاد؟<br><br>***<br><br>برف چون حوله ای آرام وسبکبار و سپید<br>گرم روی تن عریان زمستان افتاد<br><br>برف بارید که از مرد نماند چیزی<br>شاعری باز پی قافیه ی نان افتاد<br><br><br><font color="#CC0000"><b>شاعر: محمد حسین بهرامیان</b></font><br></div> text/html 2014-02-02T20:46:22+01:00 pejmanworld.mihanblog.com پژمان یک وجب دنیا http://pejmanworld.mihanblog.com/post/36 <div align="center"><div class="_5k3v _5k3w clearfix"><div><p>با مداد شکسته می نویسم</p><p>من میمانم و قلب تنهای خودم و غم سالهای هجران محبت</p><p>پاهای فقیرم خسته است</p><p>هراس دارم از دام های زیر پایم</p><p>آرزوهای کفن پوشم را به گور می سپارم</p><p>و در جشن وصال مرگ و آرزو می گریم</p><p>فانوس محبت در دستانم خاموش است</p><p>نقاشی هایم همیشه سیاه و سپید</p><p>تمام روزها سئوالم اینست که</p><p>آیا فردا به اندازه ی امروز غمگین است؟</p><p>میان دو حرف نشسته ام: درد و رنج</p><p>جسمم را به روزهای خیال می بخشم</p><p>غصه هایتان را به من بفروشید</p><p>حرف های دلم حرف کم آورده اند&nbsp;</p><p>و مداد شکسته همچنان تلاش دارد</p><p>تا اشکهایم را معنا کند</p><p>درختان جنگل تنهایی هریک تو را به نامی صدا می زنند</p><p>مروارید های دریا دردهایت را به صدف های ساحل می گویند</p><p>و من آرزوهایم را به دریا می سپارم</p><p>من می دوم</p><p>و هرگز نخواهم رسید</p><p>چون به سمت حقیقت می دوم</p><p>اما خطوط سردرگم شهر ناله های سیاه اسیرم کرده</p><p>شاخه ی امید دوباره غنچه ای تقدیم کردبه من</p><p>به احترام زندگی آن را می بویم</p><p>دست بر سینه می گذارم</p><p>و با آهنگش هم آواز می شوم</p><p>صدای چشمانم را می توان شنید</p><p>همیشه صفحه ی آخر ضربان بهتری دارد</p><p>آه</p><p>تا کی برای آرزوهایم تابوت بسازم؟</p><p>در این دهکده تابوت ساز دیگری نیست!</p><p>پس چه کسی تابوت مرا خواهد ساخت؟</p><p>دهکده آرزو هایم به من احتیاج دارد</p><p>پس ای زمین مهربان</p><p>تا ابد آرزوهایم را در خود نگهدار</p><p>آزادی ، پادشاه وجودم است</p><p>و روحم را به جنگل سرسبز می سپارم</p><p>چشمانم را رو به آینده می بندم</p><p>تا به تاریکی عادت کنم</p><p>شاید که آینده ای درکار نباشد</p><p>طاقت روشنائی دوباره ی فردا را ندارم</p><p>ای گذشته ی تلخ برایم قصه بگو</p><p>دلم می خواهد برای همیشه بیدار شوم</p><p>و سبک شوم</p><p>تا تجلی پرواز</p><p>اماسبدی دارم پر از میوه های شیرین آرزو</p><p>و یک صندوقچه ی درد</p><p>خواب های کودکی ام را میان ابرهای آسمان جا گذاشته ام</p><p>گوشه ای خلوت می خواهم</p><p>هر چه این دفترچه ی تنهائی را ورق میزنم ، تمام نمی شود</p><p>دستانم از اینهمه امانت سنگین شده</p><p>دیگر در هیچ ایستگاهی نمی ایستم</p><p>و سئوال می کنم</p><p>آیا پایان غفلت همان غفلت است؟؟</p><p>هر چیزی به جز عشق یعنی بدبختی</p><p>آینده از آن خداست و او تو را هدایت میکند</p><p>به شکستن سکوت عادت ندارم</p><p>در فضای صامت ذهنم به دلشوره مشغولم</p><p>آسمان هم با ابرها قهر کرده</p><p>گویی آفتاب قصد هجرت ندارد</p><p>گرمای تیر بیداد میکند</p><p>و من</p><p>جرات اندیشیدن به مرداد ندارم</p><p>جویبار تشنگی را زمزمه می کند</p><p>چاه ها عمیق تر می شوند</p><p>و از آب خبری نیست</p><p>کوچه ها شب را دوست دارند</p><p>پنجره ها دلش را می شکافند</p><p>نسیم تنها روی تپه هاست</p><p>اینجا فانوس دریایی زیباترین ستاره آسمان است</p><p>آبی دریا ولی</p><p>تنها انعکاسیست یکسان</p><p>از تمام آسمان</p><p>تور تهی من هم بازیچه ی ماهیان دریای به ظاهر آبیست</p><p>من چرا میوه های نارس را چیدم؟</p><p>قاب عکس به من خیره شده</p><p>کوه هم پژواک صدایم را پس نمیدهد</p><p>من عاشق آن لحظه ی پایانم</p><p>شب مهتاب را جا گذاشته</p><p>خزان بهارش را گم کرده ،</p><p>پیدا نمی شود</p><p>طراوت بارانش را هم از یاد برده</p><p>موسیقی غم صدای گریستن من است</p><p>زباله دانی دلم پر شده</p><p>بگذار کمی از درد دل هایم را دور بریزم</p><p>نقطه ی سپیدی هستم</p><p>میهمان اینهمه خطوط سیاه موازی</p><p>در دایره ی وجودم تنهایی چرخ می خورد</p><p>تا سرگیجه</p><p>من از این میهمانی بیزارم</p><p>من از این بازی بیزارم</p><p>چشم هایم همیشه رنج مادر را دید</p><p>و او نگاهم را نفهمید</p><p>پلک هایم همیشه رنج کشید</p><p>غم به صورتم دوایر قرمز تنفر میزند</p><p>دانه های روشن شیرین راگرمای تلخ تاریکی بلعید</p><p>من خاموش ترین گور را می خواهم</p><p>ایکاش بدون مادرم نمیرم</p><p>ایکاش به جای پدرم فرسوده شوم</p><p>می خواهم در امیالم رسوب کنم</p><p>سرمشق یأس تا مقصد تکرار می شود</p><p dir="ltr" class="_5wjy">.......</p><p dir="ltr" class="_5wjy">&nbsp;</p><p>آه ای لحظه های بی دوام اشک.......</p><p dir="ltr" class="_5wjy">&nbsp;</p><p>و این سایه ی کم طاقت درخت تنهائی</p><p>و آوای دلنشین مناره های آرزو</p><p>اعترافی که بر درخت نوشتم</p><p>ریشه هایش را خشکاند</p><p>دلم برای روز های براق تنگ شده</p><p>برای آسمان جارو کشیده ی خورشید</p><p>و شکلاتی که هدیه گرفت</p><p>امافسوس که در تاریکی تاکسی گم شد...</p><p>ایکاش آنروز ها دوباره در می زد</p><p>و با صدای مهربانش اجازه ی ورود می گرفت</p><p>شانه ای سنگین می خواهم</p><p>تا سال ها بر آن بگریم</p><p>وقتی واژه ها را گم می کنم ،</p><p>تنها تر از همیشه ام</p><p>و با رویاهای خود خلوت می کنم</p><p>و ریزش لطیف باران</p><p>ستاره های کوچک عاشق رابه میهمانی زمین می فرستد</p><p>اینجا پلکانیست رو به پایین!</p><p>آه</p><p>خاطرات چقدر سنگین اند</p><p>دنیا را با دست های کوچکم وجب میزدم</p><p>و با خودم می گفتم</p><p>.....دنیا چقدر بزرگ است...</p><p>پس چرا اکنون</p><p dir="ltr" class="_5wjy">&nbsp;</p><p>.......دنبال جا می گردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟</p><p dir="ltr" class="_5wjy">&nbsp;</p><p>"تمام"</p><p><b>«پژمان اسعدی زمستان 92»</b><br></p></div></div></div> text/html 2014-01-09T16:19:19+01:00 pejmanworld.mihanblog.com پژمان سبــــد حمایـــــــــــتی !؟؟؟ http://pejmanworld.mihanblog.com/post/35 <div align="justify"><div style="text-align: justify;"><span style="font-size: 12px; font-weight: bold;"><a href="http://shafaf.ir">شفاف:</a>&nbsp;</span><span style="font-size: 12px; text-align: right;">واگذاری سبد كالای حمایتی به برخی اقشار كشور كه چندی پیش از سوی دولت اعلام و هم‌‌اكنون وارد تدوین مراحل عملیاتی آن شده این روزها با چالش‌های تازه‌ای روبه‌رو شده‌است.&nbsp;</span></div><div style="text-align: justify;"><span style="font-size: 12px; text-align: right;"><br></span></div><div style="text-align: justify;"><span style="font-size: 12px; text-align: right;">گفته می‌شود كه فقدان منابع اطلاعاتی از خانوارهای كشور موجب شده كه اهدای این سبدهای كالایی با مشكلاتی مواجه شده و برخی اقشار واجد شرایط برای در اختیار داشتن این سبد كالایی از دریافت آن محروم بمانند.</span></div><div style="text-align: justify;"><span style="font-size: 12px; text-align: right;"><br></span></div><div style="text-align: justify;">&nbsp;پیش از این گفته می‌شد كه كارگران،‌ دانشجویان متاهل، طلاب و خبرنگاران و هنرمندان هم به اقشار دریافت کننده سبد کالا اضافه شده‌اند اما دیروز شنیده شد كه احتمالا 4 میلیون كارگر از لیست دریافت سبد كالایی حذف خواهند شد. </div><div style="text-align: justify;"><br></div><div style="text-align: justify;">این در حالی‌‌‌است كه بسیاری از كارگران در شرایط اقتصادی فعلی انتظار داشتند كه بتوانند به راحتی سبد كالایی دریافت كنند. حال اما مسایلی نظیر نداشتن بیمه یا قرارداد موجب سنگ‌اندازی در این میان شده و احتمالا افراد فاقد بیمه یا قرارداد كه تا پیش از این مشمول دریافت سبد كالایی بودند از لیست حذف خواهند شد. <br><div style="text-align: justify;"><br></div><div style="text-align: justify;">نكته اینجاست كه اگر چنین مسائلی در مسیر واگذاری سبد كالایی قرار گیرند باز هم شاهد توزیع ناعادلانه كمك‌های دولت میان اقشار فرودست هستیم. چرا كه در سال جاری هم دستمزد كارگران پایین‌تر از نرخ تورم بسته شد و وضعیت معیشتی كارگران در سال جاری در مرحله بحرانی قرار گرفت. &nbsp;</div><div style="text-align: justify;"><br></div><div style="text-align: justify;">در این خصوص یک مقام ارشد وزارت کار گفته كه تاکنون واگذاری سبد کالا به 3.5 میلیون کارگر حداقل بگیر قطعی شده و کار شناسایی سایر مشمولان از جمعیت 8.5 میلیون نفری بیمه شده باقیمانده همچنان ادامه دارد. با این وجود و با توجه به این اظهار نظرها کارشناسان معتقدند به دلیل فقدان بانک‌های اطلاعاتی قابل استناد، دستکم 2.5 تا 4 میلیون کارگر فاقد قرارداد و بیمه امکان دریافت بسته های حمایتی دولت را نخواهند یافت.</div><div style="text-align: justify;"><br></div><div style="text-align: justify;">باید توجه داشت كه بیشتر گروه‌های كارگری نظیر ‌ كارگران روزمزد، فصلی، ساختمانی و یا كارگران کارگاه‌های کوچک كه قرار بود سبد حمایت كالایی دریافت كنند تاکنون در هیچ آماری به ثبت نرسیده‌اند و اگر هم از سوی دولت‌ها برآورد مشخصی از وضعیت اشتغال آنها صورت گرفته باشد، منتشر نشده است. </div><div style="text-align: justify;"><br></div><div style="text-align: justify;">در واقع این نگرانی که کمک معیشتی دولت با هدف حمایت از خانوارهای کم درآمد تا متوسط طرح ریزی شده و حالا به دلیل فقدان بانک اطلاعاتی لازم، به این دست از گروه های اتفاقا مشمول و مستحق دریافت کمک نرسد وجود داشته و دارد. <br><br><div style="text-align: justify;">اولیاء علی بیگی رییس هییت مدیره كانون عالی شوراهای اسلامی كار هم در واكنش به این موضوع با بیان اینکه معمولا اقدامات مقطعی و مُسکنی نمی تواند تاثیر چندانی در بهبود وضعیت معیشت خانوار کارگری داشته باشد به مهر گفته: « وضوع مهم در واگذاری سبد کالای حمایتی به اقشار مختلف از جمله کارگران، نحوه اجرای آن است. به صورت کلی اگر در شرایط عادی اقتصادی قرار داشتیم که سبد کالا چندان اهمیتی نداشت اما در وضعیت فعلی که بسیاری از بنگاه ها به سر می برند، اینگونه حمایت ها از سوی دولت می تواند قابل تقدیر باشد.»<br><br><div class="body" style="text-align: justify;padding: 10px;"> <div>محمدباقر نوبخت سخنگوی دولت ظهر امروز چهارشنبه در حاشیه جلسه هیئت دولت و در جمع خبرنگاران با بیان اینکه در حال رایزنی با وزیر رفاه برای دریافت سبد کالایی توسط بازنشستگان تامین اجتماعی هستیم، تصریح کرد: <b>ممکن است بازنشستگان تامین اجتماعی در مرحله اول نباشند</b>، اما در مراحل بعد جامعه هدف دریافت سبد کالایی را اصلاح می‌کنیم.</div><div><br></div><div>پیش از این معاون بازرگانی داخلی وزیر صنعت و مدیر اجرایی سبد کالایی اعلام کرده بودن همه بازنشستگان و مستمری بگیران سبد کالا دریافت می کنند.</div><div><br></div><div>سبد کالایی دولت در دو نوبت بهمن ماه و اسفند ماه بین اقشار برخوردار توزیع می شود. این سبد شامل برنج هندی،‌ مرغ، تخم مرغ، روغن و پنیر است.</div><div><br></div><div>در بند الف مشمولان دریافت سبد که با درج در روزنامه رسمی، به امضای معاون اول رئیس جمهور رسیده آمده است:</div><div><br></div><div>افراد زیر مشمول این تصویب‌نامه می‌باشند:</div><div><br></div><div>الف ـ کلیه شاغلان و بازنشستگان دولت و نیروهای مسلح اعم از کارکنان رسمی، پیمانی و قراردادی و کلیه کارگران مشمول قانون کار و قانون تأمین اجتماعی.</div><div><br></div><div>ب ـ روزنامه‌نگاران، خبرنگاران و هنرمندان (به تشخیص وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) و دانشجویان متأهل (به تشخیص وزارتخانه‌های علوم، تحقیقات و فناوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دانشگاه آزاد اسلامی) و طلاب (به تشخیص مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه). ج ـ سرپرستان خانوارهای تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) و سازمان بهزیستی کشور. تبصره ـ قضات و اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی از شمول این تصویب‌نامه مستثنی می‌باشند.</div><div><br></div> </div><br></div><br></div><br></div></div> text/html 2014-01-07T11:28:00+01:00 pejmanworld.mihanblog.com پژمان مصاحبه با یک قاچاقچی ! http://pejmanworld.mihanblog.com/post/34 <div align="justify"><b>معتادان دروازه غار<br>دختران فراری، حصار امنیتی/ گفتگو با یک تولیدکننده کلان ماده مخدر شیشه در تهران!</b><br><br>من همه انواع مواد مخدر را تولید نمی کنم بلکه فقط شیشه می پزم و پخش می کنم. علت دستگیر نشدنم این است که برای خودم یک دایره امنیتی حرفه ای دارم. هر کسی نمی تواند نزدیکم شود.<br><br>دنبال کردن او، شبیه چشم بسته دویدن در راه پله ای پیچ در پیچ به سمت دخمه ای تاریک در اعماق زمین بود. نخستین پله ها رسید به معتادی خمار و سرگردان در پارک هروی دروازه غار که هذیان می گفت و ساقی اش دیر کرده بود؛ پله های بعدی رسید به ساقی که با موتور آمد و جنس را کوبید کف دست مردی ژولیده و شماره اش را به هوای این که مشتری ام گرفتم؛ مقصد پله های دیگر ، خرده فروشی بود بزرگتر از قبلی و بعد خرده فروشی قوی تر و .... پله ها سرانجام رسید به فروشنده مواد مخدری که خرده پا نبود و وصل می شد به یکی از تولید کنندگان معروف شیشه در تهران.<br><br>او شماره تلفنم را گرفت تا آن را به تولید کننده ای که الف. صدایش می کردند، بدهد و گفت اگر تولید کننده اصلی مایل باشد، خودش با من تماس می گیرد.<br><br>الف . مدت نسبتا طولانی بعد تماس گرفت. گفت خودش، دلش خواسته پیدایش کنم. گفت گاهی دلش می خواهد از معتادها عذرخواهی کند . گفت می خواهد تجارت شیشه را بگذارد کنار و به کشوری دیگر برود اما این ها همه حرف هایش نیست او در این تماس تلفنی که در چند قسمت و از باجه تلفن های مختلف انجام شد، برای ما درباره بازار پیچیده تولید و توزیع شیشه و آخرین روش های قاچاق آن در داخل و خارج از کشور حرف زد و بعد به میل خودش تلفن را قطع کرد و از آن لحظه مثل سایه ای شد که با پیوستن به تاریکی، ناپدید می شود.<br><br>ویژگی حرف های الف، تازگی آنهاست تا آنجا که حتی من هم با وجود یک دهه فعالیت به عنوان روزنامه نگار حوزه اعتیاد و مواد مخدر، بخش هایی از آن را از زبان هیچ تولید کننده یا توزیع کننده مواد مخدر صنعتی دیگری نشنیده بودم.<br><br>رفیق تان که شماره ام را به شما رساند می گفت بیش از 10 سال است در کار تولید و توزیع مواد مخدر هستید. چرا تا به حال گیر نیفتاده اید ؟<br><br>من همه انواع مواد مخدر را تولید نمی کنم بلکه فقط شیشه می پزم و پخش می کنم. علت دستگیر نشدنم این است که برای خودم یک دایره امنیتی حرفه ای دارم. هر کسی نمی تواند نزدیکم شود. اگر اجازه نمی دادم شما هم پیدایم نمی کردید.<br><br>اگر جای شما بودم اجازه نمی دادم خبرنگاری، پیدایم کند و درباره اسرار کارم که می دانم مجازاتش صد در صد اعدام است بپرسد، شما دایره امنیتی تان را نقض کردید؟<br><br>من دیر یا زود کار را کنار می گذارم و از این کشور می روم. می خواهم زندگی تازه ای شروع کنم. خواستم مصاحبه کنم چون گاهی احساس عذاب وجدان می کنم. دلم برای کسانی که از جنسم استفاده می کنند، می سوزد. باور کنید دوست دارم از تک تک شان عذرخواهی کنم اما بعد به خودم می گویم آنها می توانند نخرند، مصرف نکنند. این گفتگوی درونی را همیشه دارم.<br><br>درباره دایره امنیتی که به آن اشاره کردید، بیشتر توضیح می دهید؟<br><br>باید از روش هایی استفاده کرد که پلیس کشف شان نکند برای مثال من مدتی با استفاده از خانه های تیمی،شیشه پخش می کردم.<br><br>منظورتان چه نوع خانه های تیمی است؟<br><br>منظورم خانه هایی است که در آنها زنان خیابانی تن فروشی می کنند. بیشتر این زن ها،دختران فراری از شهرستان ها هستند. آنها در طول روز با 10 -15 مرد ارتباط دارند اما در آمدشان حتی به 100 هزار تومان هم نمی رسد. من این دخترها را برای دایره امنیتی ام جذب می کردم.<br><br>دخترها چگونه امنیت شما را تأمین می کردند؟<br><br>خلاف، خلاف است! دخترها خلاف می کردند من هم خلاف می کردم چه فرقی می کند کدام مان چه نوع خلافی انجام می دادیم. من برای کار خودم تربیت شان می کردم. آنها پول ، سرپناه و غذا می خواستند من همه اش را برای شان جور می کردم تا مدیونم شوند، رفیقم شوند و به من وفادار بمانند.<br><br>بعد خانه های جدیدی برای شان اجاره می کردم و اسکان شان می دادم تا برایم کار کنند. کارشان این بود که به مشتری های شان شیشه تعارف کنند و وقتی معتاد می شدند از همانجا شیشه می خریدند. خود دخترها هم معتاد بودند. آن زمان با مردها کار نمی کردم. چون حوصله اسلحه کشیدن و بزن بزن و آدم کشتن نداشتم.<br><br>حالا حوصله اش را دارید؟<br><br>هنوز هم ندارم ولی به هر حال کارم را که گسترش دادم و به ناچار با مردها هم کار کردم.<br><br>این نوع خانه های تیمی، معمولا در کدام قسمت پایتخت است؟<br><br>من معمولا در آپارتمان های شلوغ، خانه های تیمی را راه می اندازم که قابل تفکیک از خانه های دیگر نباشد و رفت و آمد ساکنان شان کنترل نشود.<br><br>شیشه را در همین خانه ها تولید می کردید؟<br><br>نه. در این خانه ها فقط مواد را به دست مشتری می رساندم.برای تولید، خانه هایی با اجاره بالا و پول پیش کم می گرفتم، اجاره را تا چند ماه پرداخت می کردم که صاحبخانه طرف خانه اش نیاید و بعد به قول بچه ها در همان مدت کوتاه، به گند می کشیدمش طوری که دیگر نمی شد آنجا ماند. دست آخر هم، خانه را با اثاثش رها می کردم و متواری می شدم.<br><br>لوازم منزل و پول پیشی که باقی می گذاشتید، ضرر مالی برای تان به حساب نمی آمد ؟<br><br>در آن چند ماه تولید، دستکم 50 برابر آن پول پیش را درآورده بودم.<br><br>پس این که برخی می گویند فرایند تولید شیشه بوی بدی دارد و به همین علت کارگاه هایش را در خارج از محیط شهری بر پا می کنند، درست نیست؟<br><br>نه خانم! اصلاً باور نکنید که تولید شیشه فرایند سختی دارد. لوازمی که من برای کارم لازم دارم در یک جعبه موز هم جا می گیرد. به راحتی می شود جا به جایش کرد.<br><br>البته قبول دارم که تولید شیشه هم بوی ناخوشایندی دارد، هم دود قرمزی ایجاد می کند که ممکن است به چشم بیاید و هم بسیار خطرناک است چون بیشتر پیش سازهایش( مواد اولیه تولید شیشه) قابل اشتعال است. در زمانی که تولید شیشه را تمرین می کردم دستکم 4-5 خانه آتش زده ام اما به مرور زمان حرفه ای شدم و حالا آسان مکان مناسب تولید را پیدا می کنم.<br><br>مدتی در یکی از برج های معروف تهران خانه ای را به عنوان آشپزخانه ( محل تولید شیشه ) اجاره کرده بودم و آنجا به آسانی دود شیشه را از طریق دودکشی که در پنجره کار گذاشته بودم به بیرون از کارگاه می فرستادم و بالاتر از طبقه ما هم طبقه ای نبود که ساکنانش متوجه دود شوند اما یکبار در طبقه دوم آپارتمانی کارگاه راه انداختم و به دردسر افتادم.<br><br>وقتی مشغول تولید بودم ناگهان همسایه بالایی در زد. وحشت زده بود. گفت؛ اتفاق عجیبی در حمام خانه اش افتاده است. من هم خودم را بی خبر نشان دادم. با هم به حمام خانه شان رفتیم، دیدم همه مان تا کمر در دود قرمز شیشه هستیم! تازه فهمیدم چون بخار شیشه اسیدی است، لوله ای راکه با آن، دود را از کارگاه به سمت پشت بام هدایت می کردم ، حل کرده و نشت کرده به حمام همسایه بالایی. با وجود این که کار تولید نصفه بود، مجبور شدم به سرعت خانه را ترک کنم. تصور کنید اگر همسایه می دانست آن دود چیست و به پلیس زنگ زده بود الان همه ما زمین خورده بودیم. ( اعدام شده بودیم. )<br><br>جنس را بیشتر در کدام شهرها پخش می کنید؟<br><br>تهران، همه شهرهای شمالی، بویژه از رشت تا نور، مشهد و کیش. من همه جا مشتری داشته ام. حتی در خارج از کشور هم مشتری دارم.<br><br>خارج کردن مواد مخدر از کشور باید سخت تر از توزیعش در کشور باشد این طور نیست؟<br><br>در هر دوره شیوه خارج کردن مواد متفاوت است. مثلا سه چهار سال پیش شیشه به پایین ترین قیمتش رسید و من و تیم ام ناچار به ترانزیت مواد شدیم، حامل های مان، هیچ سوء سابقه ای نداشتند و غیر حرفه ای بودند.ما، بلیت رفت و برگشت جوان هایی را که می خواستند به تایلند سفر کنند، می خریدیم. 5 میلیون تومان هم اضافه بهشان می دادیم. شیشه را می ریختیم توی پلاستیک، بعد توی انگشت دانه های پلاستیکی جا می دادیمش، بعد پلمپ می کردیمش و به حامل ها می دادیم تا با عسل بخوردند.<br><br>هر حامل چقدر مواد مخدر را می بلعید؟<br><br>بستگی به ظرفیت خودش داشت. در هر انگشتدانه، 100 گرم شیشه جا می شد. بعضی ها تا 500 گرم هم می خوردند.<br><br>مشتری آنطرف مرز را چه طور پیدا می کردید؟<br><br>پول پول را می جورد، آب گودی را! خلافکار، طرف خلافکارش را هرجای دنیا که باشد پیدا می کند. رفقایی در تایلند داشتم که مقیم بودند. آنها جنس را آب می کردند. آنجا سودمان شده بود 20 برابر اما به سود سال های اولیه ای که شیشه وارد ایران شد نمی رسید.<br><br>شنیده ام پارچه های مخصوصی وجود دارد که شیشه جذب الیاف شان می شود و گروهی از قاچاقچیان از این راه، شیشه را آنطرف مرز می فرستند.<br><br>پارچه مخصوصی در کار نیست ! قبل از آنکه شیشه به مرحله آخر تولید برسد، هنوز محلول است. زمانی تیمی در تهران فعالیت می کردند به اسم « حوله» . اگر دقت کنید وقتی حوله ای را داخل آب می اندازید و بدون چلاندن بیرون می کشیدش، مقدار بسیار زیادی آب جذب می کند.<br><br>آنها این حوله را داخل محلول شیشه می انداختند و بیرون می کشیدند و خشک می کردند به این ترتیب شیشه جذب تار و پود حوله می شد. این حوله را می گذاشتند توی چمدان و می بردند آنطرف مرز و آب می کشیدند و آن آب را پخت می زدند تا شیشه استخراج شود. این روش خیلی خوب بود اما حرف تو حرف رفت و به گوش مأامورها رسید.<br><br>شما هم از این روش استفاده کرده اید؟<br><br>نه من از این روش استفاده نکرده ام. کار را پیچیده نکردم. یادم می آید زمانی، هربار به کیش می رفتم محلول شیشه را، به آسانی توی بطری می ریختم و با خودم می بردم و همانجا پخت آخر را می زدم تا پودر شیشه به دست بیاید. روزگاری هم در تایلند، رستورانی سنتی را اجاره کردم و به بهانه این که نیاز به دوغ سنتی دارم از ایران محلول شیشه را در بطری های دوغ می فرستادم. دوغ ... بسته بندی مناسبی برای کار ما دارد چون در تولیدش از پلاستیک غیرشفاف سفید استفاده می شود و محتویات داخلش معلوم نیست. این روش هم دیگر باب نیست.<br><br>تایلند یکی از مراکز تولید مواد مخدر صنعتی است. چرا قاچاقچی های ما به آن کشورها جنس می فرستند ؟<br><br>چون جنسی که در ایران تولید می شود برای آنها ارزان تر از جنسی است که از کشورهای دیگر می آید یا در داخل کشور خودشان تولید می شود و ا ز طرفی، ما جنس مان را به قیمت بیشتری از آنچه داخل کشور است می فروشیم یعنی شیشه ای که ما تولید می کنیم برای آنها ارزان است برای ما گران.<br><br>درباره هر روشی برای ترانزیت شیشه توضیح می دهید، می گویید لو رفته است. پس حالا از چه روشی مواد مخدر از کشور خارج می شود؟<br><br>واقعاً فکر می کنید من در این باره توضیح می دهم؟! در ضمن من دیگر علاقه ای به ترانزیت ندارم و در داخل کشور کار می کنم.<br><br>آخرین روشی که برای خروج جنس استفاده کردید همان استفاده از بطری های دوغ بود؟<br><br>آخرین بار که جنسی به خارج از کشور بردم، یک محموله مشترک بود، یعنی تعدادی از قاچاقچی ها با همکاری هم تصمیم گرفتند مقدار بسیار زیادی شیشه، حدود 600 کیلوگرم را، با طرحی جدید از ایران به مالزی ببرند. 130 میلیون تومان از آن بار هم مال من بود. پودر شیشه را ریخته بودیم بین کریستال ها. در واقع اینطور به نظر می رسید که محموله کریستال از ایران به مالزی صادر می شود.<br><br>شیشه را توی ظرف های کریستالی ریخته بودند و در هر جعبه هم چند ظرف کریستالی را شکسته بودند که مثلا نشان دهند بار در طول مسیر شکسته است. در همان خرده کریستال ها هم،شیشه ریخته بودند.<br><br>محموله چگونه لو رفت ؟<br><br>فکر کنم ما را فروختند. نفهمیدم کار کی بود.<br><br>در صحبت های تان اشاره کردید که در تهران هم شیشه می فروختید. بیشتر در کدام مناطق فعالیت می کردید؟<br><br>هر فروشنده ای یک منطقه خاص از تهران را دستش گرفته است. این طور نیست که هرکس هرجا دلش خواست شیشه بفروشد. به همین علت هم بسته به نوع جنسی که دست معتادها می دهیم، شیشه ای های هر منطقه با منطقه دیگر فرق دارند مثلاً در منطقه ای همه سرخوش و گیجند، در منطقه ای دیگر همه بهت زده اند و در جایی همه بیقرارند.<br><br>در واقع خلق معتادهای هر منطقه بستگی دارد به این که آشپز محله کی باشد و چه جور جنسی با چه جور ناخالصی بدهد دست مشتری. برای مثال بعضی از تولید کننده ها از چاه بازکن چنته و آنتی هیستامین هم به عنوان ناخالصی برای ساخت شیشه استفاده می کنند.<br><br>پاتوق شما دقیقا کجای تهران است؟<br><br>من میلیون ها تومان پول خرج کرده ام که کسی مرا نشناسد.<br><br>تا به حال در زندان هم شیشه توزیع کرده اید؟<br><br>مواد مخدر در زندان فراوان است. کسی خمار نمی ماند.<br><br>شیشه را چگونه وارد زندان می کنند؟<br><br>معمولا زندانی هایی که مرخصی می روند بسته های پلاستیکی را می بلعند و در زندان پس می دهند.<br><br>ولی من درباره روش پرتابی هم شنیده ام.<br><br>روش پرتابی مربوط به زندان هایی است که اطراف شان آبادی یا محل گذر نباشد. اینطوری قاچاقچی، مواد را در بسته های کوچک به جوان هایی که تازه خدمت آمده اند، می دهند و آنها در ساعت های خاصی بسته ها را از این طرف دیوار به سمت حیاط زندان پرتاب می کنند. زمان بندی باید دقیق باشد و زندانی ها در آن ساعت معین، در حیاط زندان باشند تا بلافاصله مواد را بردارند.<br><br>چرا مواد مخدر جدید نمی تواند بازار شیشه را کساد کند؟<br><br>شیوا، یاما و کروکودیل مثال هایی از مواد مخدر جدید است که نتوانسته جای شیشه را بگیرد چون بدن معتاد ایرانی تحمل چنین موادی را ندارد. به معتاد ایرانی اینجور چیزها نمی سازد. تولید کننده مواد مخدر باید مشتری اش را بشناسد.<br><br>تا چه مقطعی تحصیل کرده اید؟<br><br>من فارغ التحصیل رشته کارگردانی تأاتر هستم.<br><br>چند ساله اید؟<br><br>32 ساله ام.<br><br>پیش از تولید شیشه چه کار می کردید؟<br><br>فروشگاه .... داشتم. به شهرستان می رفتم و کالا می آوردم.<br><br>چه شد که به فکر تولید شیشه افتادید؟<br><br>خب! تولید شیشه از کار خودم آسان تر بود و سودش آنقدر زیاد است که اصلاً نمی شود مقایسه کرد. من یک دهه پیش با پول تولید و توزیع شیشه سه ماشین لوکس و سه خانه در فرشته خریدم و علاوه بر این در بسیاری از استان ها زمین هایی را خریداری کردم. حالا دیگر وضع مثل گذشته نیست. سود کار کمتر شده....<br><br>چرا سودش کمتر شده است؟<br><br>در گذشته من 10 میلیون سرمایه اگر می گذاشتم، 120 تا 130 میلیون تومان به دست می آوردم. اخیراً سودم کم شده است . یعنی حالا به طور متوسط با چهار ساعت کار، یک به پانزده، سود می کردم یعنی با چهار ساعت کار در روز، یک میلیون تومانم ، 15 میلیون تومان می شد. در چهار ساعت بعدی باز همین سود را به دست می آوردم.<br><br>چرا اخیراً سود کم شده است؟<br><br>از یک طرف، دست زیاد شده است و هر خلافکاری، راه و چاه آشپزخانه زدن را یاد گرفته است. از طرفی دیگر، خیلی از کهنه کارها از اعدام وحشت دارند. در گذشته قانونی برای تولید و عرضه شیشه وجود نداشت. قاچاقش ، مثل قاچاق دارو بود و جرایم مربوط به شیشه جزو جرایم پزشکی به حساب می آمد.<br><br>به طور متوسط در روز چه مقدار مواد مخدر تولید می کنید؟<br><br>تازگی ها هفته ای 20 کیلو تولید می کنم. همه روزها کار نمی کنم. مواد اولیه باید جور باشد و خودم هم رله باشم؛ روی فرم باشم. این کار حاشیه های زیادی دارد. باید مراقب باشم. از وقتی دایره امنیتی ام را قابل نفوذ تر کرده ام مجبورم اسلحه حمل کنم. چندی پیش رفته بودم مشهد بار شیشه تحویل بدهم ، 7-8 روز زندانی ام کردند. می خواستند فرمول ساخت مواد به سبک خودم را از زیر زبانم بکشند. گفتم حتی اگر مرا بکشید، نمی گویم.<br><br>چرا شما را نکشتند؟<br><br>من جزو 20 قاچاقچی حرفه ای کشور هستم. تیم دارم. کشتنم به این آسانی نیست.<br><br>خودتان هم شیشه مصرف کرده اید؟<br><br>نه معتاد نیستم.<br><br>مظنه مواد مخدر در تهران دست تان هست ؟<br><br>من در تولید و توزیع شیشه متخصص هستم و درباره انواع دیگر مواد مخدر چیزی نمی دانم. آخرین قیمتی که از شیشه دارم کیلویی 16 میلیون تومان است اما خرده فروشی اش، گرمی 30 هزار تومان تمام می شود. دیگر کسی با سوت (مقیاس سنجش و خرید ماده مخدر شیشه که یک دهم هر گرم می شود ) شیشه نمی فروشد.<br><br>خرده فروش ها هم، گرمی می فروشند که هم جنس شان بیشتر فروش برود، هم خطرش کم تر باشد. معتاد این طوری از دست مان در نمی رود. وقتی یک گرم شیشه دارد فکر ترک نمی افتد. با خودش می گوید بگذار این یک گرم را تمام کنم به عنوان بازی آخر( اصطلاحی که معتادان برای آخرین بار مصرف مواد مخدر پیش از ترک استفاده می کنند!)<br><br>اما بیشترشان بازی آخر ندارند. آن یک گرم که تمام می شود، نوبت یک گرم بعدی است و به همین منوال همیشه مصرف می کند به خیال این که بازی آخر است.<br><br>تا به حال وسوسه نشده اید مصرف کنید؟<br><br>عوارضش را دیده ام. یکبار با رفیقم که شیشه ای بود سوار ماشین بودیم. بی خوابی های شیشه، دیوانه اش کرده بود. پشت چراغ قرمز، ناگهان از ماشین پیاده شد. دوید طرف خودروی بغلی. راننده را کشید پایین. با سلاخی ( چاقوی سلاخی ) 10 بیست بار کوبید روی فرق سرش. من فقط فواره زدن خون را می دیدم. آنقدر سریع اتفاق افتاد که کسی نتوانست واکنش نشان بدهد. بعد دوید سوار ماشین شد و گفت فرار کنیم.<br><br>من پایم را گذاشتم روی گاز و در رفتیم. کسی نتوانست ردمان را بگیرد. وقتی به او گفتم چرا طرف را خط انداختی ( چاقو زدی ) گفت « همین بود! همین بود! برادر زنم بود. می خواستم بکشمش.» به او گفتم من برادر زنش را دیده ام آن بنده خدا نبود. اما اصرار کرد که خودش بود! بعد فهمیدم این حالت هایش مربوط به توهم شیشه است. خیلی ها را به شکل برادر زنش می دید و می خواست بهشان آسیب بزند. یکبار هم رفیقی داشتم جلوی چشم خودم مشغول مصرف بود، یکهو بلند شد پایپ را انداخت هی داد کشید « آمدند ، آمدند ...» تا خواستیم بجنبیم دوید و خودش را از طبقه دوم انداخت تو حیاط. انگار توهم زده بود که مأمورها ریخته اند توی خانه. من توهم زده های شیشه را زیاد دیده ام. به همین علت مصرف نمی کنم. چیزی از مغز نمی ماند.<br><br><font color="#FF0000"><b>( منبع : مصاحبه ای از مریم یوشی زاده)</b></font><br></div>