تبلیغات
دنیای پژمان

دنیای پژمان
و من در میان ازدحام اینهمه دیوار های سرد ، معراج سقف را بهانه می کنم. . . پژمان

 دستمزد یک و نیم میلیونی برای یک ساعت مداحی

---------------------------------------------

از یک مداح برای اجراء مراسم عید غدیر دعوت شد اما بدلیل تراکم برنامه‌های وی مراسم با توافق برگزار کنندگان هر چند دشوار به دو شب قبل از عید موکول گردید.

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: تماس برای هماهنگی بیشتر با ایشان و احالة موضوع به فرد دیگری که مدیر برنامه‌های وی بوده تهیه و تکثیر بنرهای تبلیغاتی، تأمین سیستم صوتی علیرغم مشکلات موجود از جمله اموری بود که با دشواریهای خاص خود انجام گرفت، لیکن چهار روز قبل از مراسم از طرف مدیر برنامه تماس گرفته شد که میزان صلة‌(پاکت) در نظر گرفته شده چقدر است؟!

پاسخ این بوده که مبلغی به عنوان هدیه مد نظر است تشریف آوردند خدمت ایشان تقدیم میگردد. اما متأسفانه چنین بیان می‌شود که خیر! ‌مبلغ پانزده میلیون ریال (برای یک شب یا بهتر برای یک ساعت) به شماره حسابی که اعلام می‌کنیم واریز نمائید. متعاقباً برگزار کنندگان اظهار میدارند که آیا این رفتار کار درستی است؟ گفته می‌شود این دیگر به شما ربطی ندارد! درجواب یادآوری می‌شوند که بالاخره مطابق رسم مبلغی به عنوان هدیه و صله تقدیم ایشان می‌کنیم. نهایتاً مدیر برنامه افاضه می‌نماید که رسم و سنت شما با رسم حاجی!؟ جور در نمی‌آید.

در پایان ضمن منتفی شدن موضوع دعوت واجرا،‌ مراسم، به مداح یاد شده و مدیر برنامه وی از طریق پیامک مطالبی از باب نصیحت یادآور می‌شوند که تنها پاسخی که می‌رسد این بوده:‌یا حق یا علی! قضاوت با اهل فن، قضاوت با خوانندة این سطور یا قضاوت با مردم،‌هر چه هست این حرکت چه عوارضی را در پی خواهد داشت؟ برای چند جوان شهرستانی با انرژی،‌ عاشق اهلبیت علیهم السلام و هیئتی با تلاش و زحمت و شوری خاص مراسمی را برنامه‌ریزی کرده لیکن با این پدیده غیرمترقبه روبرو شده و سردرگم بدنبال راه چاره‌‌ای که جز اتکا به خود و ذاکران و مداحان بومی راه دیگری را پیدا نمی‌نمایند،‌چه باید کرد؟

باشد که اخلاص و صداقت و پاکی سرلوحة کار این عزیزان قرار گیرد و مسائل مادی و مالی، هدیه‌های سنگین نقدی و دوری از اخلاص در این مسیر ارزانی آنانی باشد که به صرف داشتن نام و شهرت از این طریق ناصواب و بی‌ثواب کسب روزی می‌کنند.



طبقه بندی: اخبار، 
برچسب ها: مذهبی، اجتماعی،  
[ 1391/08/24 ] [ 12:44 ] [ پژمان ] [ دیدگاه ]

((((((( مصاحبه با خانمی که همسر موقت است  )))))))

---------------------------------------------

عقد موقت با همه‌ی شرعی بودنش، هنوز در عرف جامعه‌ی ایرانی مجاز شمرده نمی‌شود؛ چه زن باشی و چه مرد.
 آفتاب: چه متأهل و چه مجرد. این سومین مصاحبه‌ی زنان‌پرس با کسی است که تجربه عقد موقت دارد؛ پیش از این یک بار یک آقا(+) و پس از آن یک خانم (+) از تجربیات خود در این زمینه گفتند و این بار، خانمی که خود پیشنهاد کرد تا زنان‌پرس با او گفت‌و‌گو کند موضوع این مصاحبه است. او در کنار خوبی‌های متعه، کمی هم از آسیب‌ و سختی‌هایش برای زنان می‌گوید. خانمی ۲۹ ساله، تهرانی، با یک بار سابقه‌ی ازدواج و طلاق و ۴ بار تجربه‌ی عقد موقت…
***
ـ چطور با متعه آشنا شدید؟
خانمی از بستگان که از همسرش جدا شده بود، با آقای دکتری آشنا شده بود که من در جریانش بودم. در منزل که صحبتش می‌شد، یادم هست اوایل که مادرم راضی نبودند. ولی بعد کم کم که سر موضوع صحبت می‌کردیم، دلایل قانع کننده می‌آوردیم و یکی از کسانی که سعی می‌کرد با استدلال راضی‌شان کند، من بودم.
ـ آن موقع متأهل بودید؟
در دوران نامزدی بودیم.
ـ یعنی آن زمان نگاه خود شما مثبت بود به قضیه؟
بله. من می‌دانستم که با آن فرد رابطه خوبی دارند. از این طرف هم نگاه می‌کردم، می‌دیدم نیازهایی دارد. متعه یقیناً بهتر هست تا به سمت گناه برود. من بحث شرعی قضیه را نگاه می‌کردم.
ـ چی شد که خود شما متعه را تجربه کردید؟
بعد از جدایی من، اولین بار من جایی کار می‌کردم و آقایی به من پیشنهاد داد. من قبول نکردم.
ـ چرا قبول نکردید؟
ترسی بود…
ـ چه ترسی؟
من تازه جدا شده بودم و می‌ترسیدم که باز در رابطه‌ای بیفتم که رابطه مریضی باشد و از نظر روحی درگیرم کند. یکی هم نگاه خانواده.
ـ به این فکر نکردید که می‌شود به خانواده نگفت؟
چرا خب؛ ولی این احساس بد که می‌خواهم کاری را بی‌اطلاع خانواده انجام دهم، همیشه بود و مرا درگیر می‌کرد. بعدتر هم پیش آمد که این پنهان‌کاری بود؛ ولی فقط تا مدتی بود و بعدش ترجیح دادم با مادرم در میان بگذارم.
ـ وقتی به آن آقا نه گفتید، سعی نکرد شما را توجیه کند؟
آن آقا اول پیشنهاد یک رابطه دوستانه را داد. بعد پیشنهاد عقد موقت را داد. بعد خیلی جدی پیشنهاد که به صورت دائم، همسر دومش بشوم.
ـ تفاوت سنی شما چقدر بود؟
۸-۷سال و بچه هم داشت.
ـ چرا چنین احساس نیازی بود؟ یعنی کاستی‌هایی از طرف همسرش داشت یا به خاطر اینکه کسی را دیده که خیلی دوست دارد با او باشد و …
هر دو با هم بود؛ یعنی اولی باعث شده بود که دومی به وجود بیاید و علاقه‌ای را بیرون از فضای خانواده جست‌وجو کند. همین را هم دقیقاً به من گفت. بعد هم ماجرا به جایی رسید که من همه‌ی این‌ها را به همسرش گفتم. من و همسرش با هم دوست بودیم. با اینکه من حق می‌دهم که ظرفیت نداشته باشد و سخت باشد برایش قبول این قضیه؛ رابطه ما به هم خورد.
ـ فکر نکردید که گفتن این قضیه و شرح دلایلش رابطه آن‌ها را خراب کند؟
سعی کردم طوری بگویم که این اتفاق نیفتد. ابتدا هم خودش چون حدس زده بود و به من زنگ زد. اولش وقتی ماجرای ابراز علاقه همسرش را به من فهمید، خیلی ناراحت شد. مدام می‌گفت چرا باید اینطور شود! من دلایلش را گفتم. اول همه تقصیرات را گردن همسرش انداخت؛ اما بعد قبول کرد که کاستی‌هایی داشته؛ ولی باز نمی‌توانست بپذیرد که این دلیلی شود که همسرش سراغ زن دیگری برود. آن موقع خیلی خوب و دوستانه با من برخورد کرد، ولی بعد به تحریک اطرافیانش رفتار خیلی بدی با من داشت. در حالی که من خودم اصلاً نمی‌خواستم در آن فضا بمانم، سعی کرد من را بیرون بیندازد!
علی‌رغم میل باطنی من رابطه ما قبل از این اتفاقات، خانوادگی شده بود و چندبار هم منزل ما آمده بودند. همسرش پیگیر برخی کارهای من بود. من ناخواسته وارد این ماجرا شدم و این آقا خودش را وارد زندگی من کرده بود و سعی می‌کرد به هر نحوی شده من را در این رابطه نگه دارد.
ـ حالا از اولین باری بگویید که متعه را قبول کردید.
اولین بار، ۸-۷ ماه بعد این قضیه بود. همان احساس نیاز به بودن یک نفر که با خواهرم و یکی از دوستانم در موردش صحبت کردیم و هر دو در این فکر بودند که اگر مورد خوبی بود، ما را با هم آشنا کنند. یکی دو مورد حتی خواهرم معرفی کرد که صحبت کردیم و من به دلایلی نپذیرفتم. مثلاً یکی‌شان اصلاً از نظر اعتقادی به من نمی‌خورد؛ حتی اگر می‌گفتیم که الان بی‌محرمیت با هم رابطه داشته باشیم، برای این فرد مهم نبود!
ـ شما گفته بودید که کسانی معرفی شوند؟
بله؛ من به خواهرم گفته بودم که نیاز دارم، هم به لحاظ روحی و هم به لحاظ جسمی که کسی کنارم باشد. بعدتر دوستم هم کسی را معرفی کرد. بعد از مدتی که از آشنایی ما گذشت، من خودم پیشنهاد دادم که محرم بشویم. آدم بسیار با اخلاقی بود؛ تمایل و موقعیت این رابطه را هم داشت. این اولین بار بود.
ـ یعنی موقعیت این فرد چطور بود؟
نزدیک سی سال داشت و تا آن زمان همیشه تنها بود. نیاز متقابل به این ارتباط را داشت.
ـ چطور شد از مخالفت بار اول به این موافقت رسیدید که خود شما پیشنهاد دهنده بودید؟
شاید آن نگاه ترس‌آلود، دلیل چندم باشد و من دلایل دیگری داشتم که گفتم نه. آن زمان من تازه جدا شده بودم و اصلاً نمی‌ خواستم وارد یک رابطه جدید عاطفی بشوم. آن رابطه هم دقیقاً داشت عاطفی شروع می‌شد. آن آقا قبل از هر چیز به من ابراز علاقه می‌کرد.
ـ از سختی جدایی در صورت شروع عاطفی قضیه می‌ترسیدید؟
بله. در چنین حالتی معمولاً دلایل شروع یک رابطه منطقی نیست؛ احساس نیاز واقعی نیست. همه چیز درگیر احساسات لحظه‌ای هست که می‌آید و می‌رود و زود هم تمام می‌شود. تعهدی بر پای‌بندی نیست؛ چون دوست داشتن تعهدی نمی‌آورد برای فرد؛ اینکه می‌گوید من تو را دوست دارم، تعهد نمی‌آورد! و تنها زن را وابسته به یک محبت غیر واقعی می‌کند.
ـ طرف مقابل چرا داشت به این رابطه موقت تن می‌داد؟ مجرد بود یا متأهل؟
مجرد بود. نسبت به اطرافیان و دوستانش خیلی کم درگیر رابطه با جنس مخالف شده بود. همین باعث شده بود که محجوب باشد. یک نگاه اخلاقی به موضوع داشت؛ می‌گفت من عذاب وجدان می‌گیرم که با دختری ارتباط داشته باشم و نخواهم که با او ازدواج کنم. ولی چنین مشکلی را با شرایط من نداشت و می‌گفت تو شرایط محرمیت موقت را داری و من و تو می‌توانیم محرم شویم.
ـ این آقا شرایط ازدواج دائم را نداشت؟
خودش این طور می‌گفت که ندارد.
ـ نگران قضاوت بقیه نبودید؟
اوایل به خانواده نگفتم؛ ولی بعد از مدتی گفتم. برخوردها بد بود. هنوز هم این موضوع حل نشده. مادرم بعد از مدتی که موضوع را گفتم، خیلی راحت و منطقی به من حق داد و کنار من بود. ولی اعضای دیگر خانواده این طور نبودند.
ـ بار اول زمان محرمیت چه مدتی بود؟
حدود یک سال و نیم با هم بودیم. حالا قطع می‌شد و مدتی فاصله می‌افتاد و باز صیغه می‌خواندیم. بعد از آن یک سال و نیم هم این طور نبود که مرا رها کند؛ هنوز هم خبر می‌گیرد و گاهی مشکلی داشتم، می آید کمک من.
ـ چرا قطع شد؟
وابستگی ایجاد شده بود و ترس از اتفاقاتی که این وابستگی ایجاد می‌کرد. مادر آن شخص متوجه ارتباط پسرش با یک زن مطلقه شده بود و ترس و نگرانی خود را دائما به ما منتقل می‌کرد. بیشتر من به خاطر حرفی که مادرش زده بود خودم را کنار کشیدم. گفته بود از زن‌های بیوه باید بترسی و این نگاه خیلی آزاردهنده بود.
ـ در این مدت یک سال و نیم، خواستگار نداشتید برای ازدواج دائم؟
داشتم.
ـ احساس عذاب وجدان نمی‌کردید؟
چرا خب؛ خواستگاری داشتم که جدی هم شد. در مراحل اولیه که داشتیم آشنا می‌شدیم، من در دوران عده‌ی محرمیت موقتم بودم. یعنی خواستگار که آمد و قرار شد من فکر کنم، صیغه را باطل کردیم. من در این دوران که از طرفی دوره عده عقد موقتم با آن آقا بود و از طرفی با این خواستگارم به طور جدی حرف می‌زدم، دائماً با خودم درگیر بودم.
ـ به خواستگار قضیه‌ی این محرمیت موقت را نگفته بودید؟
نه؛ ظرفیت پذیرش این موضوع نیست. زمانی رسید که من مجبور شدم قضیه را بیان کنم. رفت و آمد خانوادگی بود و همه گفتند که با هم محرم شوید و از طرفی من شرعاً نمی‌توانستم! من مجبور شدم که قضیه را با خواستگارم مطرح کنم و همین امر، آغازی بود بر اینکه یک بی اعتمادی و بی محبتی پیش بیاید. از محبت آن آقا به من کاسته شد. این موضوع به هم خورد و یکی از دلایل اصلی‌اش هم همین قضیه بود.
وقتی من موضوع را گفتم، مثالی زد که هر وقت من به آن فکر می‌کنم، برایم خیلی تلخ است. روایتی از پیامبر نقل کرد با این مضمون که اگر مرد مسلمانی با یک زن فاحشه ازدواج کند و باعث اصلاح او شود… این مثال را درباره من زد! وحشتناک بود. این باعث شد که اولین برخورد منفی بین ما پیش بیاید. من گفتم اگر شما دارید یک شرایط کاملاً حلال را با همچین شرایطی قیاس می‌کنید، سکوت می‌کنم و شما را به همان دین و پیامبری که از آن حرف می‌زنید، وا می‌گذارم. سعی کرد توجیه کند؛ ولی این توجیه‌ها هیچ‌وقت فایده نداشت. هنوز هم سعی می‌کنم به آن مثال که به شدت آزار دهنده بود فکر نکنم.
این یکی از آسیب‌های بزرگ عقد موقت هست. ممکن هست گاهی از یک دختر باکره پرسیده شود که تا به حال کسی را دوست داشتی؛ ولی وقتی خانم مطلقه یا بیوه‌ای قرار هست ازدواج کند و از او می‌پرسند آیا با کسی بودی یا نه، منظورشان این هست که آیا تا به حال محرم موقت کسی بودی! این طور وقت‌ها دروغ گفتن خیلی سخت است و گفتن حقیقت سخت‌تر از آن! چون شما وقتی حقیقت را می‌گویی باید یک عمر برای خودت نگاه‌ها و حرف‌های تلخ و آزاردهنده را بخری در حالی که کار اشتباهی انجام ندادی!
فقط همین بیوه یا مطلقه بودن یک سری سختی‌ها دارد؛ چه رسد به اینکه بگویی من در این مدت با کسی دیگر بودم! حتی اگر این رابطه حلال باشد. همان خواستگاری که گفتم، نگاهش یک نگاه کاملاً منفی بود. با اینکه فرد کاملا مذهبی‌ای هم بود.
ـ این نگاه، نگاه شرعی نیست؛ نگاه عرفی‌ست…
نگاه عرفی هست؛ ولی این آقا و کسان دیگر آن را با شرع مخلوط می‌کنند. خیلی وقت‌ها می‌گویند تقوا داشته باشید و تنهایی و عواقبش را تحمل کنید؛ متعه برای شرایط خیلی خاص است. من این را قبول دارم که برای شرایط خیلی خاص است، مثلاً دختر باکره تا وقتی از سن ازدواج نگذشته، شرایطش با مطلقه یا بیوه متفاوت است. اما اینکه بگوییم تقوا داشته باشید و این هم یک جور امتحان است و تحمل کنید، درست نیست. گاهی پیامدهای این تنها ماندن برای یک زن جبران ناپذیر است. اما متاسفانه این نگاه‌های بسته که با استدلال‌های اخلاقی توجیه‌اش می‌کنند وجود دارد.
ـ فرد مطلقه یا بیوه این امکان را ندارد که گزینه‌هایی مثل خود را بیابد و با واسطه پیشنهاد ازدواج دائم بدهد که نخواهد سراغ متعه و آسیب‌هایش برود؟
این هم می شود، ولی باز ریسک هست. به خاطر نگاهی که در جامعه ما نسبت به بحث خواستگاری خانم از آقا وجود دارد. وقتی خانم پیشنهاد می‌دهد، آقا پایش را عقب می‌کشد. خانم‌هایی که شرایط خاص دارند، حتی گاهی یک ابراز علاقه‌ی ساده هم نمی‌توانند بکنند. برای دخترها هم سخت هست، اما برای خانم بیوه یا مطلقه قضیه ناممکن هست تقریباً؛ انگار محکوم هستند به یک سری چیزها. نگاه عرفی جامعه محکوم‌شان کرده، اصلاً نگاه شرعی این‌گونه نیست.
ـ آسیب‌هایی که مد نظرتان هست، چیست؟
یکی از آسیب‌های متعه، این هست که چون دائم نیست و تحت شرایطی اتفاق می‌افتد، بعد از یک مدتی گاهی کوتاه، گاهی طولانی آن آقا می‌رود؛ و هیچ تضمینی وجود ندارد که آن خانم بعد از آن رابطه ازدواج دائم کند و چون یک مدت رابطه‌ای را تجربه کرده، تحمل این تنهایی دوباره خیلی سخت‌تر است. بعد برای جبرانش مجدداً با کسی دیگر وارد یک رابطه‌ای می‌شوند، بعد آن تمام می‌شود و یکی دیگر و … عملاً این قضیه تبدیل می‌شود به یک خودکشی تدریجی. در حالی که این موضوع برای مرد اینگونه نیست؛ مرد می‌تواند در آن ِ واحد با چند نفر باشد و حتی در تمام طول زندگی‌اش اینگونه باشد. مردها کمتر خسارت روحی به‌شان وارد می‌شود. بعد هم آقایی که تجربه متعه دارد، اگر هنگام ازدواج دائم آن را مطرح کند، چندان منفی تلقی نمی‌شود؛ حتی برخی نگاه مثبت دارند که چه جوان خوبی بوده که نیازش را از راه شرعی بر طرف کرده و سراغ گناه نرفته است. اما یک خانم نمی‌تواند اینگونه باشد؛ خانم در چنین روابطی محکوم است و در جامعه‌ی ما عرف نیست که خانم‌ها از این نیازشان حرف بزنند. عرف نیست که بماند؛ اصلاً نگاه منفی هست.
ـ این آسیب‌ها برای زمانی هست که فرد موضوع را به خواستگارش بگوید؛ اگر نگوید، چطور؟
وقتی سؤال می‌شود، چاره‌ای جز گفتن نیست. از طرفی وقتی گفته نمی‌شود، یک ترسی همیشه با آدم هست که اگر رابطه یا رابطه‌هایی را که من در آن بودم، یکی‌اش را این آقا متوجه شود، چه می‌شود!
ـ راست گفتن هم باعث از دست دادن یک زندگی می‌شود که!
از دست دادن یک زندگی خیلی بهتر است از اینکه تو وارد یک زندگی بشوی که همیشه به تو یک نگاه تحقیرآمیز می‌شود. بیشتر هم مذهبی‌ها چنین نگاهی دارند؛ چون اساساً این حرفی که ما می‌زنیم در مورد افراد مذهبی هست دیگر؛ غیرمذهبی‌ها که برای‌شان فرقی نمی‌کند! مذهبی‌ها انگار بیشتر این نگاه را دارند که خانم یک مدت تنهایی و پیامدهایش را تحمل کند، بالاخره یک مورد مناسب برای ازدواج دائم پیش می‌آید!
نگاه به خانمی که چنین تجربه‌هایی دارد، نگاه به عنوان یک زن هرزه است! (سخت بود گفتن این لفظ، ولی دقیقاً این عین نگاهی‌ست که به چنین زنی دارند، در حالی که اصلاً گناهی نکرده است) توقع دارند زن در هر شرایطی که هست، با سختی تحمل کند و منتظر بماند تا کسی با اسب سپید بیاید! این توقع بی‌جایی است و نگاه شرعی هم نیست. چرا زن باید از راه میانبری که خدا برای او گذاشته، استفاده نکند؟! یکی دیگر از آسیب‌های متعه، همین نوع نگاه است؛ موردی که در مصاحبه‌های قبلی زنان‌پرس اصلاً به آن اشاره نشده است.
آیا می شود شرط کرد که طرف مقابل تا زمان فراهم شدن شرایط ازدواج دائم، بماند؟ طبیعتاً نمی‌شود. از طرفی گاهی هم خانم می‌خواهد عقد باطل شود که آقا این کار را نمی‌کند. از مواردی هم که باید مراقب بود، پیشگیری از بچه‌دار شدن است.
ـ این‌ها که گفتید، همگی تابعی از نگاه بیرون است، اما نگاه خودت چطور؟ در درون خودت چه احساسی داری؟
من همیشه نه اینکه رضایت کامل داشته باشم و بگویم که از این شرایط راضی هستم، ولی چون شرایطی هست که خدا برای من خواسته، رضایت می‌دهم. منظورم از شرایطی که خدا خواسته، روابطم نیست؛ مطلقه بودن است و اینکه شرایط و گزینه مناسب برای ازدواج دائم برای من تاکنون پیش نیامده، و از طرفی نیازهایی که وجود دارد و من به خاطرش وارد یک رابطه می‌شوم. همیشه به خاطر این خواست الهی پیش خدا گله می‌کنم اما وقتی سختی‌ها و قضاوت کردن‌های دیگران و نوع نگاه‌شان هست، در این موضع قرار می‌گیرم که به خودم حق می‌دهم. همیشه یک جور خودم را قربانی نگاه‌های جامعه احساس کردم.
ـ تا حالا با چند نفر چنین ارتباطی داشتید؟
۴نفر
ـ چرا هیچ کدام از این ۳ نفر اینگونه نبود که اگر هم موقت هست، ثابت باشد؟
همیشه این موضوع را خودم مطرح می کردم. در ابتدای همان رابطه. من همیشه وقتی می‌خواهم وارد رابطه‌ای بشوم، دوست دارم طرف مقابل صادق باشد و من بدانم چرا وارد این رابطه می‌شود؛ فقط نیاز جنسی‌ست یا روحی یا قرار است چقدر وقت بگذارد و …؛ یعنی آگاهانه وارد رابطه بشوم. خیلی وقت‌ها ولی این صداقت وجود ندارد؛ با یک اسم دیگری شروع می‌کنند؛ عاقلانه جلو نمی‌آیند و صادق نیستند. من یک چیزی را راحت بگویم، خیلی از آقایانی که سراغ این رابطه می‌آیند، قسمتی از روحشان می‌لنگد؛ مریض هستند! خیلی وقت‌ها خودشان نپذیرفته‌اند تنها نیاز جنسی آن‌ها را به یک رابطه کشانده. و همین گول زدن خودشان باعث می‌شود با طرف مقابل هم صادق نباشند و در نهایت در طول رابطه به آن خانم صدمات زیادی وارد می‌شود.
ـ حتی اگر مجرد باشند؟
نه؛ در مجردها خیلی کم هست. من بهترین رابطه‌ای که داشتم، با همان آقا بود که مجرد بود. باقی هم مجرد بودند، اما تجربه ازدواج و طلاق داشتند. او که اصلاً ازدواج نکرده بود، خیلی بهتر از دو نفر دیگر بود.
ـ حالا هر کدام این‌ها در ذهن تو یک خاطره‌ی تلخ هستند؟
نه؛ اولی این طور نیست. باقی اما تلخ هستند. چون هر کدام قسمتی از وجود مرا با خود بردند در قبال چیزی که به دست نیاوردم. یک زن وقتی وارد رابطه‌ای با یک مرد می‌شود، فقط جسمش را در اختیار آن مرد قرار نمی‌دهد، روحش را هم می‌گذارد. در صورتی که مردها این طور نیستند. بعد وقتی آدم در ازای دادن روحش چیزی به دست نیاورده است، دقیقاً مثل این هست که قسمتی از خودش را داده و رفته! برای چه چیزی؟ هیچ وقت جواب این سوال را پیدا نمی‌کنید.
اگر به شکل خوبی تمام شده باشد، این حس نیست. مثلاً در مورد اول برای من این طور نشد. حتی بعد آن هم به من زنگ می‌زد و جویای احوالم بود. حتی اگر مشکلی داشتم، برایم حل می‌کرد. این یعنی من تنها جسمم را با این فرد به اشتراک نگذاشته بودم؛ همانطور که خودش. یعنی آن شخص این نگاه را نداشت. در کنار داشتن جسم من به روح من هم اهمیت می‌داد.
ـ چرا جدا شدید؟
داشت وابستگی عاطفی پیش می‌آمد؛ بیش‌تر هم از طرف من…
ـ شما به خاطر این مسئله یک موقعیت ازدواج را از دست دادید؛ ناراحت نیستید؟
به خاطر او نبود؛ فقط یکی از دلایلش او بود. نه؛ من از او ناراحت نیستم. از نگاه‌ها و برخوردهای دیگران ناراحت هستم. خود این قضیه یک امر شرعی است؛ اما به این قضیه شرعی خیلی بد نگاه می‌شود. نگاه این هست که من باید منتظر می‌ماندم و با همه سختی‌های تنهایی می‌ساختم تا یک نفر با اسب سپید بیاید دنبال من! وقتی خدا یک راه میانبر برای من قرار داده است، چرا استفاده نکنم؟
ـ تا به حال شده که این قضیه را به کسی پیشنهاد کنید؟
نه، مستقیم به کسی پیشنهاد ندادم…
ـ فکر می‌کنید به چه کسانی می‌شود پیشنهاد داد که از متعه استفاده کنند؟
خود پیشنهاد، پیشنهاد بدی نیست؛ خصوصاً به کسی که نیاز روحی و جسمی دارد و یا احتیاج به یک حمایتی دارد. ولی مهم است که با چه کسی! این «با چه کسی» خیلی سخت هست برای زنان که خودشان نمی‌توانند پیشنهاددهنده باشند. باید منتظر باشد که برایش پیش بیاید.
ـ فرد چه شرایطی باید داشته باشد که سراغ متعه رفتن برای او مجاز باشد؟
(سکوت طولانی) دارم فکر می‌کنم؛ خیلی سخت هست به کلمه گفتن. تمام احساس نیازی که تنهایی برای یک آدم می‌آورد؛ هم روحی، هم جسمی. گاهی شرایط اجباری زندگی اجتماعی و اقتصادی هم موجب می‌شود یک زن نیاز به یک حامی داشته باشد و همیشه شرایط ازدواج دائم فراهم نمی‌شود. وقتی هم شرایط ازدواج دائم فراهم نباشد، متعه راه حل خوبی است.
ـ بین مرد و زن تفاوت هست در این شرایط؟
به نظر من مردهایی که می خواهند ازدواج موقت داشته باشند و همسر هم دارند، بهتر هست که همسر دوم (دائم) بگیرند یا حداقل مدت عقد موقت‌شان خیلی طولانی باشد، شبیه یک ازدواج دائم.
ـ چرا؟!
چون این طور بیش‌تر از خودشان به زن دوم توجه می‌کنند. زمان و تعهد بیشتری نسبت به او دارند. ولی مرد متأهلی که فقط به خاطر خودش دنبال عقد موقت می‌رود، نرود بهتر است! چون زن‌ها حتی در یک رابطه‌ی موقت خیلی خوب هم احساس رضایت کامل ندارند، چون موقت است. همین موقت بودن خیلی آزاردهنده است. حتی وقتی با کسی که مجرد است، ارتباط برقرار می‌شود، این واقعیت که این آدم یک روز تمام می‌شود و من هم برای او تمام می‌شوم و و اینکه شاید تو تنها بمانی ولی آن شخص یک ازدواج دائم داشته باشد. اینها خیلی آزاردهنده است.
شاید در مورد مردی که متأهل است، این احساس کمتر باشد و خانم دوم حتی یک احساس پیروزی هم داشته باشد. این یک واقعیت زنانه است. اگر آن آقا برای خانم دوم وقت بگذارد؛ محبت کند، آن خانم این تعلق و تعهد را به عینه می‌بیند.
ـ خانمی که با عقد موقت به همسری مردی درآمده، کجا و چطور می‌تواند همسرش را ببیند؟ چون پنهان هم هست اغلب.
اول باید دید دلیل عقد موقت چیست. یک زمانی یک دختر و پسر مذهبی کم سن و سال می‌خواهند با هم باشند، با هم بیرون بروند، دست هم را بگیرند و نمی‌خواهند به گناه بیفتند؛ اینها با هم عقد موقت داشته باشند، نیاز به جایی هم ندارند! چون می‌خواهند رابطه‌شان در همان حد باقی بماند. ولی وقتی قرار است رابطه فراتر از این برود، آقا یا خانم باید یکی شان شرایطش را داشته باشند.
ـ خود شما چطور؟ کجا هم را می‌دیدید؟
خب بیرون با هم بودیم. سینما و پارک و همین فضاهای عمومی. در مورد اول اگر نیاز بود با هم باشیم، طبقه‌ی دوم منزل‌شان می‌رفتیم که با برادرش بودند و هر وقت ما می‌خواستیم برویم، برادرش یا می‌رفت پایین یا کلاً می‌رفت بیرون.
ـ خانواده این آقا در جریان بودند؟
خیر؛ فقط برادرش قضیه را می‌دانست و بعد مدتی هم قضیه را به پدرش گفت.
ـ موارد بعدی چطور؟
یکی از آن‌ها که قرار بر ازدواج بود و طبیعتاً یا منزل ما بودیم یا منزل ایشان. بعدی هم آن آقا منزل مجردی داشت و تنها زندگی می‌کرد. آخری هم منزل یکی از دوستانش که مجرد بود، می‌رفتیم.
ـ در دوره عقد موقت وظایف همسری چگونه ایفا می‌شود؟
بیشتر آقایان تصورشان این هست که دلیل متعه نیاز جسمی‌ست. برایشان مسئولیت نمی‌آورد که بخواهند وظیفه‌ای برای خودشان قائل شوند. هر کاری هم انجام دهند به نظر خودشان لطف است! مگر اینکه قبلش شرط شده باشد؛ حالا چه به لحاظ مالی و چه زمانی که باید بگذرانند و … البته این در همه موارد صدق نمی‌کند.
ـ مهریه چه در نظر می‌گرفتید؟
از یک شاخه گل تا یک مبلغی پول.
ـ با تمام شدن زمان متعه، احساس خلاء عاطفی پیش نمی‌آید؟
طبیعتاً پیش می‌آید. در همان دوران هم با فکر کردن به اینکه «یک روزی تمام می شود»، این احساس پیش می‌آید. این حس موقت بودن، آزاردهنده است؛ خصوصاً اگر رابطه خوبی باشد.
اینکه آدم همسر موقت مردی شود که همسر دارد، اصلاً جالب نیست؛ مگر اینکه آن آقا واقعاً دلیل قانع کننده‌ای داشته باشد یا اینکه شرایط مالی‌اش را داشته باشد و شرایط دیگر را؛ طوری که وقت گذراندن با همسر دوم به زندگی اول آسیبی وارد نکند. در غیر این صورت جالب نیست کسی که همسر دارد، سراغ متعه برود.
ـ شاید بعد مدتی همسر دوم هم مثل همسر اول، دلش را زد و رفت سراغ بعدی!
اگر بنا بر دل زدن باشد که باید حق بدهیم به نگاه منفی‌ای که وجود دارد! چنین آدمی یقیناً بیمار هست. الان جالب است که خیلی از کسانی که واقعاَ شرایط متعه را دارند، ساکت هستند و خودشان را سانسور می‌کنند. نیازشان را نمی‌گویند؛ حتی فکر کردن به چنین نیازی را موجب شرمندگی پیش خودشان می‌دانند. کسانی خیلی به خودشان جسارت این کار را می‌دهند که چندان نیاز و دلیلی هم نداشته است. تنوع‌طلبی چیز خوبی نیست؛ خیلی اساتید اخلاق این تنوع طلبی را سرزنش می‌کنند. گاهی ایراد از کم گذاشتن همسر اول هست که این طور مواقع مرد حق دارد.
ـ برخی هم متعه را خلاف حقوق زن می‌دانند که فقط منفعت مرد را تأمین می کند…
واقعاً این طور نیست؛ چون نیاز دو طرفه هست. مگر زن نیاز جنسی یا روحی و عاطفی ندارد؟! تنهایی هم برای آقایان و هم برای خانم‌ها آزاردهنده است. خدا در قرآن می‌گوید ما زن و مرد را برای آرامش همدیگر قرار دادیم؛ نمی‌گوید زن برای آرامش مرد!
ـ الان منتظر ازدواج دائم هستید؟
بله
ـ و اگر موردی برای موقت پیش بیاید…
قبول نمی‌کنم. مواردی هم بوده اخیراً که رد کردم. خسته شدم. به نظرم آن زندگی یک جور خودکشی تدریجی بود. الان ترجیح می‌دهم سختی‌ها را بیشتر تحمل کنم. موقت بودن، خیلی سخت است. حتی اگر خودت با این موضوع کنار آمده باشی نگاه‌های جامعه و اطرافیان همیشه بخشی از ذهنت را درگیر می‌کند و مثل خوره روحت را می‌خورد.
ـ نظر شما در ترویج و تبلیغ متعه چیست؟
ترویجش را مشکلی ندارم؛ چه متعه، چه تعدد زوجات. چون واقعاً آقایانی هستند که توانایی داشتن همسر دوم را دارند و خانم‌هایی هم هستند که به یک همسر دائم نیاز دارند و از طرفی شرایط ازدواج را ندارند.
ـ همسر اول چه می‌شود؟
نگاهی که الان در جامعه نسبت به همسر دوم وجود دارد، چیزی هست که به جامعه‌ی ما تزریق شده است و تا یک زمانی اصلاً در ایران نبوده است. خیلی از آقایان دو همسر داشتند و حتی در یک خانه زندگی می‌کردند. همین الان هم من سراغ دارم دو خانمی را که همسر یک آقا هستند و در آپارتمان کنار هم زندگی می‌کنند. مردی که توانایی روحی و عاطفی و مادی برای تأمین دو زن را داشته باشد، چرا چنین کاری نکند؟! یقیناً جلوی خیلی از فسادها گرفته می‌شود.
ـ همسر اول چی؟ او که از نظر روحی این قضیه را نمی‌پذیرد.
باید این مورد برای زن اول جا بیفتد. باید اول دنبال این بگردیم که چرا تا یک زمانی هیچ مشکلی نبوده و بعد مشکل‌دار شده! این تفکر از کجا آمده؟! این تفکر در همین ایران ۵۰ یا ۶۰ سال پیش نبوده یا خیلی کم بوده است.
ـ شما اگر همسر مردی باشد و او قصد ازدواج مجدد داشته باشد، مشکلی ندارید؟
اگر توان اداره‌ی دو همسر را داشته باشد، مشکلی ندارم. من خیلی به این قضیه فکر کردم و واقعاً با آن مشکلی ندارم. من نمی‌گویم حالا برود با کسی که خیلی زندگی مناسب و نرمالی دارد، ازدواج کند؛ یک زنی را تحت حمایت خودش بگیرد که نیاز به یک مرد دارد و موقعیت ازدواج برایش پیش نیامده و اگر آن زن (همسر اول) واقعاً یک زن مؤمن خودساخته‌ای باشد، این قضیه را قبول می‌کند. چون یک زن از بسیاری احساسات آزاردهنده مثل تنهایی، عدم امنیت و نیاز نجات پیدا می‌کند. زن‌هایی که تن به متعه می‌دهند، خیلی وقت‌ها دنبال یک پناهگاه هستند؛ بیشتر دنبال یک حامی و یک سرپناه امن هستند. چرا یک زنی که خدا را می‌شناسد، فقط خودش را ببیند و با این قضیه مخالفت کند؟
ـ فکر نمی‌کنید شما حسب شرایط خودتان دارید این را می‌گویید؟
بله؛ من چون این شرایط را دارم، این حرف‌ها را می‌زنم؛ اما خیلی خوب است که آدم‌ها بتوانند خودشان را جای کسی بگذارند که شرایط این چنینی دارد. پس تکلیف این زن‌ها و تکلیف فسادی که در جامعه ایجاد می‌شود، چه می‌شود؟! فکر می‌کنید همه‌ی زن‌های مطلقه یا بیوه سراغ متعه می‌روند؟ نه؛ بسیاری هم به حرام می‌افتند. گرچه اعتقادات خودشان را هم دارند. ولی مجبور می‌شوند؛ نیاز مالی، بچه‌دار بودن، حالا هر چی! اینها همه زنجیروار به هم ربط دارد.
ـ با همه‌ی آسیب‌هایی که گفتید و اذیت‌هایی که شدید، باز در آخر می‌گویید درست است؟
کار مثبتی است؛ ولی در شرایط خودش. دو طرف باید شرایطش را داشته باشند. نوع نگاه جامعه هم به متعه باید تغییر کند. اصل همین نوع نگاه است که می‌شود از طریق سینما و صدا و سیما و داستان‌نویسی و رسانه‌ها و آوردن مثال‌های خوب و موفق در کنار دلایل منطقی و بررسی شده این نگاه اشتباه را تغییر داد.
ـ نگران نیستید این مصاحبه که کار شد، به شما در کامنت ها بد و بیراه گفته شود؛ آن هم از سوی قشر اینترنتی ما که خودشان را فرهیخته هم می‌دانند؟
احساسم این هست که احتمالاً خیلی‌ها علیه من موضع خواهند گرفت؛ آقایان به دلیلی و خانم‌ها به دلیلی دیگر! خانم‌های متأهل بیشتر البته!




طبقه بندی: اخبار، 
برچسب ها: اجتماعی،  
[ 1391/08/24 ] [ 11:38 ] [ پژمان ] [ دیدگاه ]

 متن کامل نامه جنجال‌برانگیز در مجلس

------------------------------


نادر قاضی پور نماینده ارومیه به عنوان یکی از طراحان اصلی این طرح در توضیحات خود برای توجیه دلایل انجام این کار به توزیع نامه‌ای در جانامه نمایندگان علیه تقاضای این تحقیق و تفحص اشاره کرد.

اعتدال: در جلسه امروز مجلس در جریان بررسی طرح تحقیق و تفحص از سازمان بورس و اوراق بهادار، موضوع نامه ای بدون اسم و امضا در مخالفت با این طرح که در جا نامه ای نمایندگان قرار گرفته بود، بحث بر انگیز شد، این در حالی است که امضا و مجوزی کتبی بر برگه نخست این نامه بیانگر تایید انتشار و توزیع آن از سوی هیات رئیسه مجلس است .

به گزارش مهر، ارایه گزارش کمیسیون اقتصادی مجلس از تصویب تقاضای تحقیق و تفحص از سازمان بورس و اوراق بهادار در دستور کار جلسه علنی روز سه‌شنبه مجلس قرار داشت.

نادر قاضی پور نماینده ارومیه به عنوان یکی از طراحان اصلی این طرح در توضیحات خود برای توجیه دلایل انجام این کار به توزیع نامه‌ای در جانامه نمایندگان علیه تقاضای این تحقیق و تفحص اشاره کرد.

الیاس نادران نماینده تهران نیز در تذکری یادآور شد: نامه سه صفحه‌ای بدون امضا و نام در جانامه‌ای نمایندگان قرار داده شده که هیات رئیسه باید پیگیری کند.

علی لاریجانی رئیس مجلس هم پس از این تذکر با تاکید بر غیرقانونی بودن این اقدام، از هیات رئیسه خواست تا موضوع را پیگیری کند.

این در حالی است که در برگه‌های این نامه امضا و تایید یکی از اعضای هیات رئیسه در تاریخ 20 آبان ماه برای چاپ و توزیع آن به چشم می خورد. در بالای این نامه با امضای یکی از اعضای هیات رئیسه آمده است: «توزیع درکازیوها(جانامه‌ای) بلامانع است.»

متن این نامه به این شرح است: پیرو تصویب طرح تحقیق و تفحص از سازمان بورس و اوراق بهاداردر کمیسیون اقتصادی مجلس و در دستور قرار گرفتن این طرح برای رای‌گیری در صحن علنی مجلس، چند نکته حائز اهمیت در این خصوص، جهت استحضار نمایندگان محترم ایفادمی‌گردد:

1-تحقیق و تفحص از دستگاه‌های اجرایی، از جمله سازمان بورس واوراق بهادار، حق مسلم مجلس محترم شوای اسلامی بوده و نکات مورد اشاره به هیچ وجه دال بر نادیده گرفتن این امر نمی‌باشد. بلکه به منظور ارائه راهکاری است که بتواند ضمن پاسخگویی موثر به سؤالات و دغدغه‌های نمایندگان محترم در خصوص بازار سرمایه، بهحفظ و تقویت جایگاه بورس، به عنوان یکی از ارکان مهم نظامی اقتصادی کشور که خوشبختانه تاکنون نیز به دستاوردهای زیادی در سطح ملی و بین‌المللی نائل شده است،کمک نماید.

2-سؤالات مطرح شده از سوی برخی نمایندگان محترم در طرح تحقیق و تفحص از سازمان بورس و اوراق بهادار (شامل فرایند بستن و بازگشایی نمادها، شفافسازی شرکت‌های بورسی، نحوه اعطای مجوز نهادهای مالی، نحوه پذیرش شرکت‌ها، صدور مجوزافزایش سرمایه و لغو پذیرش شرکت‌ها و همچنین موضوع عرضه‌های عمده شرکت‌های مشمولاصل 44 قانون اساسی) همگی جزو موضوعات تخصصی بوده که قوانین و مقررات شفاف در خصوصهر کدام از آنها وجود دارد و بررسی اینکه آیا سازمان بورس در خصوص موارد مذکور، مطابق مقررات عمل کرده است یا خیر. به راحتی با بررسی کارشناسی اقدامات صورت گرفته و میزان انطباق آنها با قوانین و مقررات، قابل شناسایی می‌باشد. چه آنکه سازمان بورس و اوراق بهادار به عنوان نهاد ناظر بازار سرمایه ایران و یکی از سازمان‌های موفق و پیشرو در عرصه اقتصادی آمادگی کامل خود را برای ارائه مستندات و توضیحات کارشناسی در خصوص موارد مذکور بیان نموده است.

اما چرا پیشنهاد می‌شود رسیدگی به موضوعات مذکور در قالب بررسیکارشناسی و فارغ از چارچوب تحقیق و تفحص انجام شود؟

نمایندگان محترم استحضار دارند که بازار سرمایه یکی ازبازارهایی است که به سرعت، نسبت به کوچکترین اخبار و حتی گمانه‌زنی‌ها واکنش نشان می‌دهد. تصویب طرح تحقیق و تفحص از سازمان بورس و رسانه‌ای شدن موضوع در رسانه‌هایداخلی و خارجی فارغ از اینکه طرح مذکور به چه نتایجی منجر خواهد شد می‌تواند تاثیرقابل توجهی در کاهش اعتماد سرمایه گذاران به بازار سرمایه، ایجاد جو روانی منفی دربورس و تضعیف این بازار در مقابل بازارهای کاذبی همچون طلا و ارز به ویژه با وضعیت کنونی بازار ارز و طلا داشته باشد.

این در حالی است که بورس اوراق بهادار تهران تا حدود دو ماهقبل، به دلیل شرایط خاص کشور، با افت شدید شاخص‌ها و حجم معاملات مواجه بوده و به تازگی، با تدابیر صورت گرفته در راستای حمایت از بازار و جلب اعتماد سرمایه گذاران، به دوران رشد و بالندگی خود بازگشته است و سهامداران به ویژه سرمایه گذاران حقیقی،هم اکنون در حال ورود به این بازار می‌باشند، امری که با عبور شاخص از مرز 31 هزارواحد و افزایش چشمگیر حجم معاملات بورس در روزهای اخیر، به راحتی قابل تشخیص استبنابراین، در شرایط کنونی بازار سرمایه، حفظ و تقویت اعتماد عمومی سرمایه گذاران بهاین بازار به منظور هدایت نقدینگی سرگردان موجود در جامعه به بخش تولید بیش از پیشدارای اولویت‌ است.

3-سال 1391 از سوی مقام معظم رهبری، سال تولید ملی، حمایت ازکار و سرمایه ایرانی نام گرفته است. نمایندگان محترم استحضار دارند که یکی ازبسترهای کلیدی برای تحقق شعار معظم له، بازار سرمایه است، چرا که بازار سرمایه اینامکان را فراهم می‌آورد تا سرمایه‌های مازاد و پراکنده موجود در سطح جامعه، دربستری شفاف و کار آمد، در جهت تامین منابع مالی مورد نیاز بنگاه‌های اقتصادی برترکشور به کار گرفته شود. این در حالی است که معظم له پیش از این نیز در سخنرانی‌هایخود، ضمن اشاره به وضعیت بورس در کشور، مردم را به سرمایه گذاری در این بازار توصیهنموده‌اند، سخنرانی نوروزی ایشان در سال 1389 در مشهد مقدس، نمونه بارز این امر استکه در این سخنرانی، ایشان صراحتا فرمودند امروز فعال شدن بورس‌های مختلف در کشور،همه می‌توانند آنچه را که دارند، در سرمایه گذاری‌ها دخالت دهند.

بر پایه همین تاکیدات نیز سازمان بورس ضمن فراهم کردن زیرساخت‌های لازم برای ورود قشرهای مختلف جامعه به بورس از جمله راه اندازی صندوق‌هایسرمایه‌گذاری، شرکت‌های مشاور سرمایه‌گذاری، شرکت‌‌های سبد گردان معرفی اوراقبهادار کم ریسک و بدون ریسک مانند اوراق اجاره و اوراق مشارکت و ... برنامه گسترده‌ای است که نتیجه آن، افزایش چشمگیر تعداد سهامداران کشور به بیش از 6 میلیوننفر و افزایش قابل توجه حجم معاملات بورس در مقایسه با سال‌های اخیر است. این موضوع نیز به نوبه خود، نشان از ضرورت تقویت جایگاه بورس در اذهان عمومی، به عنوان بازاریقانونی، شفاف و نظام مند برای سرمایه گذاری دارد، در حالی که همانگونه که پیشتر ذکرشد، تصویب طرح تحقیق و تفحص از سازمان بورس، فارغ از نتایج آن، می‌تواند به این وجهه عمومی خدشه وارد کند.

4- امروز بازار سرمایه یکی از نقاط قوت و افتخار نظام مقدسجمهوری اسلامی ایران است. کسب بالاترین بازدهی بورس تهران در بین بورس‌های جهان درسال 2011 میلادی و برخورداری از عنوان متنوع‌ترین بورس منطقه با بیش از 40 صنعت،راه‌اندازی موفق فرابورس و بورس انرژی در کنار بورس اوراق بهادار تهران و بورس کالا، طراحی و پیاده سازی ابزارهای متنوع مالی در بورس بر اساس اصول و موازین فقهی، اقدامات گسترده در حوزه آموزش و فرهنگ سازی، جمعیت قابل توجه سهامداران بورسی درمقایسه با کشورهای منطقه و همگی بورس ایران را در جایگاه ممتاز بین‌المللی قرارداده است.

بر این اساس ضروری است تا بازار سرمایه، به عنوان یکی از نقاطقوت نظام، تقویت شده و در عین حال اگر کاستی ونقاط ضعفی نیز در این زمینه وجود داردبا طرح مباحث کارشناسی و به دور از جنجال‌های رسانه‌ای مورد پیگیری و رسیدگی قرارگیرد.

5-امروز به دلیل شرایط خاص کشور در عرصه سیاسی و اقتصادی، کههمه نمایندگان محترم نیز بر آن واقفند بیش از گذشته نیاز به همدلی و همراهینمایندگان برای آرامش بخشی به فضای عمومی جامعه داریم.

امید است نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی که تاکنون باحمایت‌های گسترده خود از بازار سرمایه در قالب تصویب قانون جدید بازار اوراق بهاداردر سال 84 تصویب قانون توسعه ابزارهای و نهادهای مالی جدید در سال 88 و تصویب ماده99 قانون برنامه پنجم توسعه در سال 1389 و ..داشته‌اند، نقش مهم و غیر قابل انکاریدر توسعه بازار سرمایه ایفا کرده‌اند در مقطع حساس کنونی نیز با توجه به نکات مهمیاد شده با رای منفی به تحقیق و تفحص از سازمان بورس و اوراق بهادار به حفظ و تقویتآرامش عمومی جامعه بویژه در عرصه سرمایه گذاری کمک نماید.

بدیهی است سازمان بورس و اوراق بهادار نیز ضمن آمادگی کاملبرای رسیدگی کارشناسی به دغدغه‌ها و محورهای یاد شده از سوی طراحان تحقیق و تحفص،تاکید می‌نماید در صورت وجود هر گونه مشکل در موارد مورد اشاره از سوی نمایندگانمحترم نهایت تلاش خود را برای رفع مشکلات موجود در چارچوب وظایف واختیارات قانونیخود به کار خواهد بست.




طبقه بندی: اخبار، 
برچسب ها: اقتصادی،  
[ 1391/08/24 ] [ 08:22 ] [ پژمان ] [ دیدگاه ]

 آمریکا تا سال 2020 بزرگترین تولیدکننده نفت خواهد شد

---------------------------------------------

سازمان بین المللی انرژی پیش بینی کرد آمریکا تا سال دوهزار و بیست بزرگترین تولید کننده نفت خواهد شد.

به گزارش شبکه تلویزیونی سی ان ان، براساس پیش بینی این سازمان میزان تولید نفت آمریکا تا سال دوهزار و پانزده به ده میلیون بشکه در روز خواهد رسید که در این سال تولید نفت عربستان سعودی ده میلیون و نهصد هزار بشکه خواهد بود اما در پنج سال بعد یعنی در سال دوهزار وبیست آمریکا از عربستان سعودی نیز جلو خواهد زد و تولید نفت این کشور به یازده میلیون و صد هزار بشکه در روز خواهد رسید.

این در حالی است که تولید نفت عربستان سعودی در سال دوهزار وبیست ده میلیون و ششصد هزار بشکه در روز خواهد بود.

براساس پیش بینی سازمان بین المللی انرژی تا سال دوهزار و سی بار دیگر عربستان از آمریکاجلو خواهد افتاد و تولید نفت این کشور در این سال به یازده میلیون و چهارصدهزار بشکه خواهد رسید.

این در حالی است که در سال دوهزار وسی تولید نفت آمریکا به ده میلیون و دویست هزار بشکه در روز کاهش خواهد یافت.




 انسجام داخلی رهبری را خشنود و مشکلات را حل می‌کند

---------------------------------------------

خبرگزاری فارس: یکی از اساتید حوزه علمیه قم گفت: اتحاد و همدلی مقام معظم رهبری را خشنود ساخته و بسیاری از مشکلات را حل می‌کند.

به گزارش خبرگزاری فارس از قم آیت‌الله سید محمدعلی علوی‌گرگانی ظهر امروز در دیدار با جمعی از پرسنل سپاه و نیروی انتظامی با اشاره به آیاتی از قرآن کریم اظهار کرد: مردم دو دسته هستند، گروهی که هیچ‌گاه ایمان نمی‌آورند و گروهی که تنها خدا را اطاعت کرده و از دستورات او پیروی می‌کنند.

وی افزود: کمک و یاری خداوند نصیب کسانی می‌شود که از او اطاعت کرده و اعمال نیک داشته باشند.

این استاد برجسته حوزه علمیه قم با بیان اینکه اطاعت و بندگی موجب قرب الهی می‌شود گفت: هیچ انسانی را نمی‌توان یافت که با خدا نسبت خویشاوندی داشته باشد اما کسانی که در راه دین الهی و عمل به فرامین خداوند گام برمی‌دارند جایگاه ویژه‌ای نزد او خواهند داشت.

وی ادامه داد: تقوا عامل اساسی پیوند با خداوند بوده و بنده واقعی آن کسی است که همه اعضا و جوارحش در راستای پیروی از دستورات خداوند به کار گرفته شود و رضای الهی همواره مدنظر او باشد.

آیت‌الله علوی‌گرگانی با اشاره به خودپسندی به عنوان یکی از عوامل دوری از خدا عنوان داشت: آدمی باید در طول زندگی حل مشکلات دیگران را نیز در دستور کار قرار داده و تنها بهره شخصی را ملاک قرار ندهد.

استاد حوزه علمیه قم اسلام را دین همدلی، تعاون و تفاهم دانست و تاکید کرد: رعایت تقوا به تنهایی حلال مشکلات نیست بلکه اتحاد و انسجام داخلی مردم و مسئولان عامل پیشرفت کشور خواهد بود.

وی ادامه داد: اتحاد و همدلی مقام معظم رهبری را خشنود کرد و بسیاری از مشکلات را حل می‌کند و در عین حال موجب ناراحتی و یأس دشمنان می‌شود.

آیت‌الله علوی‌گرگانی خاطر نشان کرد: اسلام دین برادری است به همین دلیل مردم و مسئولان باید پشتوانه یکدیگر باشند زیرا چشم جهانیان امروز به ایران اسلامی دوخته شده و کشور ما به الگویی برای همه ملل تبدیل شده است.




(((( هدررفت سرمایه عمومی در سال تولید ملی ))))

---------------------------------------------

شمال نیوز : در حالی كه انتظار می رفت ، در سال جاری كه از سوی رهبری فرزانه آحاد جامعه و از جمله صاحب منصبان اجرایی و مدیران دعوت به "حمایت از تولید ملی، كار و سرمایه ایرانی" شدند، تمامی عوامل دخیل به قدر بضاعت و توان خود در این مهم سهیم باشند ، متاسفانه هر از چندگاهی اخباری نا امید كننده از بی توجهی و غفلت مسوولان در این خصوص به گوش می رسد.بررسی های شمال نیوز موید آن است كه بی توجهی عوامل دخیل چندی است كه در بندرامیرآباد موجب اتلاف سرمایه عمومی كشور شده است.محموله ی سیمان تولیدی كارخانه های سیمان شرق ، شاهرود،پیوند،فیروزكوه و بجنورد كه به میزان 100 هزار تن تخمین زده می شود در انبار فله بندر در اثر گذشت زمان مستهلك شده است . محموله های یاد شده متعلق به شخصی به نام آقای "م" می باشد كه از بدهكاران بزرگ به مجموعه ی تولید كنندگان سیمان در كشور است . سوال مهم آن است چرا فردی كه دارای سوابق نه چندان مناسب در امر صادرات است با بهره گیری از رانت دولتی از امتیاز خرید از صنایع سیمانی بدون حداقل تعهد پرداخت برخوردار می شود؟ چرا مدیران منطقه ویژه به بهانه ی مالكیت خصوصی بر محموله ی سیمان پیش بینی تمهیدات لازم و روان سازی فرایند خروج كالا و یا ایجاد انبار مناسب را با هدف جلوگیری از اتلاف سرمایه های كشور انجام نمی دهند؟

تولید امر مقدسی است كه با ایجاد حركت در نظام اقتصادی كشور یكی از مهم ترین اولویت های مدیریتی به شمار می رود از این رو هر اقدامی كه مخل این رویكرد شود ، زیان آفرین است.
بدون شك اقدامات این چنین با توجه به مشكلات تولید و هزینه های بالای آن تبعاتی جز افزایش قیمت و خلا در بازار را به دنبال نخواهد داشت و باز هم گرانی و كمبود محصول دودی است كه به چشمان طبقات پایین جامعه خواهد رفت.







طبقه بندی: اخبار، 
برچسب ها: اقتصادی،  
[ 1391/08/24 ] [ 07:54 ] [ پژمان ] [ دیدگاه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

یادداشت های پژمان
در محیط محترم وب
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب