تبلیغات
دنیای پژمان

دنیای پژمان
و من در میان ازدحام اینهمه دیوار های سرد ، معراج سقف را بهانه می کنم. . . پژمان

بعد از نماز آرام به من گفت : میخوام گیتار بخرم . گفتم : چه سبکی از موسیقی میخوای کار کنی؟ گفت : نمی دونم! گفتم : نظر خانوادت چیه؟ گفت : اونا از این چیزا سر در نمی یارن! به دست های نحیفش خیره شدم...
دعوتش کردم به کنسرت سنتور ، بعد از کنسرت دستش رو دراز کرد سمت من ، گفت : این کتاب رو خوندی ؟ به عنوان کتاب نگاه کردم ، ترانه های آیرن میدن. گفتم : بله خیلی وقت پیش خوندم. گفت نظرت چیه؟ گفتم : هیچی!
عجله داشتم که دیدمش ، ظاهرش تغییر کرده بود . مدل مویی نامتعارف ، لباس هایی نامرتب و صورتی آشفته، زنجیری که یک صلیب شکسته به آن آویخته بود. با صدای بلند حرف میزد. گفت : دارم میرم ترکیه کنسرت چند گروه متال. گفتم : خوش بگذره ، و به سیگار توی دستش خیره شدم...
زنگ زد گفت : خبری ازت نیست! گفتم این روزا خیلی گرفتارم. با من توی یک قلیان سرا قرار گذاشت...دستش رو دراز کرد سمت من ، گفت : یه کام بگیر روشن شی. یک کام عمیق گرفتم ، لبخند زدم و دود رو به صورتش فوت کردم. به دست های نحیفش خیره شدم ، جای یک خالکوبی محو شده روی دستش بود. با خطی کج و معوج نوشته شده بود : خدا... گفتم: با من میای تا مسجد؟ گفت : با این وضع ؟ لبخند زدم و گفتم : گیتارت رو هم بیار...


موسیقی به تنهایی هنری ارزشمند است چنان که کلام قرآن مجید نیز آهنگین و دارای نغمه های گوش نواز است. موسیقی در دوران جدید از زوایای مختلفی قابل بررسی است.با تبدیل شدن دنیا به یک دهکده ی کوچک سبک های موسیقی نواحی و کشور های مختلف نیز با هم تلفیق شده و به نوعی ، موسیقی جهانی را پدید آورده اند. موسیقی وقتی با عقاید فکری و سیاسی همراه باشد میتواند به بهترین وسیله تبلیغ آن مکتب تبدیل شود.و هنگامی که پای مکاتب فکری و سیاسی در میان باشد بدون تردید می توان از موسیقی به عنوان یک صنعت سود آور استفاده کرد.

دیرزمانی بود که ار موسیقی صرفا برای آرامش و رسیدن به احساسات لحظه ای استفاده می شد. اما امروزه صنعت موسیقی پا را فراتر نهاده و دستاویز مکاتب فکری و فلسفی غربی شده است.گاهی اوقات که بین ایستگاه های مشهور موسیقی دنیا جستجو می کنیم به ناگاه به نوعی موسیقی برمی خوریم که تلفیقی از صداهای ناهنجار،مخرب و با تنظیماتی نامتعارف است که اغلب از فناوری های الکترونیک و دیجیتال مانندمانند ترمولوپیکینگ، دابل کیک درامینگ و ... برای ساخت اصوات متنوع استفاده می کنند و نوعی موسیقی را عرضه می کنند که خشونت ، سردرگمی ، آشفتگی ، نا امیدی و عوارض عصبی را به دنبال دارد.با اندکی تحقیق در دستاورد های پزشکی امروز درمی یابید که ثابت شده موسیقی در بهترین و زیبا ترین حالت خود سلول های عصبی را بیش از حد مجاز و در مدت زمانی طولانی به فعالیت وا میدارد و موجب خستگی و تضعیف فعالیت مغزی میشود و چیزی به عنوان موسیقی درمانی امروزه از طرف بسیاری از پزشکان تایید نمیشود. اما به هر حال موسیقی نوعی هنر پرطرفدار و برای بسیاری نیز سرگرمی روزانه به شمار می رود و اکثر ما اگر وقتش را داشته باشیم به گوش دادن موسیقی می پردازیم. حالا در نظر بگیرید موسیقی های سبک خشن با صداهایی غیر طبیعی چه بلایی بر سر سیستم عصبی و روانی انسان می آورند؟! اما علیرغم تمام مضراتی که از سوی پزشکان عنوان شده است ، سبک موسیقی خشن جای خود را در میان بسیاری از جوانان باز کرده است و دلیل آن هزینه های سرسام آوری است که صرف ساخت کلیپ و تبلیغات برای این نوع موسیقی می شود.اما سئوال اینجاست که چرا امروزه در صنعت موسیقی اینقدر پول در زمینه ی سبک های خشن خرج می شود. برای جواب باید به گذشته برگردیم. به دهه ی هشتاد که اوج موسیقی راک بوده و گروه های موسیقی از خشونت سبک راک ارضا نمی شدند و سبک هوی متال را به وجود آوردند و ترانه های اعتراضی و اجتماعی خود را در این سبک روانه بازار کردند. اما مدتی که گذشت این سبک به انواعی دیگر تبدیل شد از جمله ترش متال که ضرب آهنگ تندی داشت و دیگر از ملودی های مشخص سبک هوی متال خبری نبود . اکثر افرادی که پایه گذار این نوع سبک بودند از بیماری های روانی رنج می بردند و به نوعی پوچی رسیده بودند و بعضی از این گروه ها به خصوص در کشور نروژ دارای افکار نژاد پرستی و دین ستیزی بودند. اینجا بود که فرقه های ضد دین دست به کار شدند و از این انحراف هنری استفاده کرده و سبکی به نام بلک متال بنا نهاده شد که شعار اصلی آنها مبارزه با مسیح و رواج شیطان پرستی بود.بطوریکه بسیاری از این  گروه ها در نروژ اقدام به سوزاندن کلیساها و کشتن کشیش ها کردند.در واقع سرمایه داران غربی از عقده های روانی این افراد که ریشه در گذشته تاریخی نروژ و حمله کاتولیک ها و کشتار وایکینگ ها در نروژ داشت به نفع اهداف خود سو استفاده کرده و راه را برای پیشرفت این نوع موسیقی باز گذاشتند. این موسیقی علاوه بر نروژ در انگلستان نیز طرفداران بسیاری پیدا کرد و سپس به امریکای شمالی راه یافت.این نوع موسیقی منحرف امروز به ابزاری تبلیغاتی برای فرقه های شیطان پرستی تبدیل شده است.فرقه هایی که کمک های مالی اصلی خود را از فراماسونری و صهیونیسم بین الملل دریافت می کنند.مضامین ترانه های این گروه های موسیقی عمدتا  حیوان آزاری، کودک آزاری ، همسر آزاری ، خشونت جن.سی ، همج.نس بازی ، خودکشی، خود آزاری ، دین ستیزی ، شیطان پرستی و پوچ گرایی است به طوری که حتی در کنسرت های خود اقدام به کشتار حیوانات و پاره کردن کتب مقدس الهی ، افراط در مصرف مواد مخدر و روان گردان می کنند. بسیاری از اعضای این گروه ها به مرگ طبیعی نمیمیرند بلکه خودکشی کرده یا توسط طرفداران افراطی کشته می شوند.این گروه ها علاوه بر نوع موسیقی خشن از ابزارهای تبلیغاتی دیگری نظیر پوشش نابهنجار و ترسناک و استفاده از فضای مخوف و کثیف و شیطانی در ویدیو کلیپ های پرهزینه هالیوودی خود استفاه می کنند و همواره نماد های شیطان پرستی را روی بدن خود خالکوبی کرده یا به عنوان وسایل زینتی بکار میبرند. استعمار غرب و در راس آن صهیونیسم بین الملل با استفاده از نقشه پردازی های اینچنینی فراماسونری تقلا می کند تا کنترل جهان را به دست گیرد و مردم عامه جهان را دچار درگیری های ذهنی و ناراحتی های عصبی کند تا بتواند مردم را از بازگشت به دین باز دارد و به خیال خود جلوی بیداری اسلامی و رشد شریعت دوست داشتنی اسلام را در سراسر جهان بگیرد و از هر وسیله ای استفاده خواهد کرد . تا حدی که حتی به سبک های خشن موسیقی بسنده نکرده و امروزه شاهد آن هستیم که مضامین بسیاری از ترانه های ستارگان موسیقی پاپ دنیا نیز سرشار از انحرافات جنسی ، دین ستیزی، هرج و مرج طلبی و شیطان پرستی شده است و فراماسون دریافته که برای تسخیر ذهن بشر تنها نمی توان به یک نوع سبک یا روش بسنده کرد!

متاسفانه در ایران به دلیل ضعف دانش عمومی موسیقی و نپرداختن تخصصی به این هنر در مدارس و از سنین پایین دچار بی هویتی در موسیقی شده ایم و به جای آنکه شاهد رشد این هنر باشیم ، می بینیم که به قهقرا می رود! ایران پیشینه ی موسیقیایی غنی و توانمندی دارد به نحوی که بسیاری از آلات موسیقی در ایران ساخته شده و بعد از سال ها به اروپا رفته است.می توان از هند و ایران به عنوان غنی ترین فرهنگ موسیقی دنیا نام برد به طوری که بیشترین و پیچیده ترین دستگاه های موسیقی و آواز متعلق به این دو کشور است.متاسفانه به همان اندازه که در سال های اخیر در کشور ما این هنر جدی گرفته نشده ، جوانان عزیز ما از سمت غرب مورد هدف ابتذال و انحراف موسیقی قرار گرفته اند و گرایش به ترانه های بی ارزش که دارای بار معنایی نیستند و موسیقی های بلک متال و شیطانی از آن جمله است. این در حالی است که حتی موسیقیدانان برجسته غربی نیز این سبک ها را فاقد ارزش هنری می دانند و از آن به عنوان حربه های تبلیغاتی برای فروش و تجارت نام می برند . و هنگام تحلیل ملودی های بکار رفته در این نوع موسیقی مجبور به پالایش و بیرون کشیدن آواهای به کار رفته در آن توسط نرم افزار های موسیقی هستند و اعتراف می کنند گوش و سیستم عصبی انسان قادر به تفکیک و پردازش این آهنگ های تند و پرهیاهو نمی باشد. بعضی جوانان ایرانی ادعا می کنند که گروه های متال ترانه های اعتراضی و اجتماعی را برای تاثیر گذاری در این سبک پیاده سازی می کنند . اما مراجعه به وب سایت های موسیقی معروف دنیا نشان می دهد که پر طرفدار ترین و تاثیر گذار ترین ترانه های اعتراضی متعلق به آهنگ های پاپ و یا راکی هستند که توسط خوانندگان موجه و مذهبی خوانده شده اند و اگر نگاهی به کنسرت های برگذار شده ی متال بیاندازیم اکثر طرفداران این موسیقی افرادی  پوچ گرا ،درون گرا و دچار مشکلات عاطفی و روانی هستند و به ندرت کسی را می یابید که با افکار سیاسی و اجتماعی پا به این کنسرت ها بگذارد.

امیدوارم روزی برسد که به داشته های هنری خود ببالیم و به جای تقلید از غربی که در باتلاق خودش دست و پا می زند دنباله روی نوعی از موسیقی باشیم که دارای شناسنامه ایرانی باشد، موسیقی برگرفته از مفاهیم دینی و قرآنی و ملی که با فضا سازی معنوی به پالایش روح مان بپردازد و به جای تخریب ، سازنده باشد.


 « پژمان اسعدی »


طبقه بندی: یادداشت های من، 
برچسب ها: بلک متال، شیطان پرستی، صهیونیسم بین الملل، فراماسونری،  
[ 1390/04/24 ] [ 21:42 ] [ پژمان ] [ دیدگاه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

یادداشت های پژمان
در محیط محترم وب
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب