تبلیغات
دنیای پژمان

دنیای پژمان
و من در میان ازدحام اینهمه دیوار های سرد ، معراج سقف را بهانه می کنم. . . پژمان
در...
اندیشه ی یک فانوسم.
ساده و بی پروا.
نه به یک رشته ی بی تامل وصل است.
بی امان بی برگشت ،
از درون میسوزد.
و به خلصه میرود هر دیوار.
کاش اینجا اندکی شب میشد.
سایه ها ی جنگل چشمانت ،
جلوه ی چراغ کوچک میشد.
در زمستان سکوت و لبخند،
رهسپار دردیم.
وبه ردپای مدفون در برف،
اقتدا میکردیم.
راهمان رنگین بود.
و چه افسوس به این خواب عمیق ،
کوله ی باورمان سنگین بود .
همه رویا همه وهم.
غافل از سوختن شعله ی سهم،
شعر فانوس روضه ی تدفین بود.

"پژمان اسعدی ، شهریور 94"



طبقه بندی: یادداشت های من،  ادبیات، 
برچسب ها: شعر،  
[ 1394/06/22 ] [ 01:07 ] [ پژمان ] [ دیدگاه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

یادداشت های پژمان
در محیط محترم وب
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب