تبلیغات
دنیای پژمان

دنیای پژمان
و من در میان ازدحام اینهمه دیوار های سرد ، معراج سقف را بهانه می کنم. . . پژمان

میگذارم پای در رکاب خستگی...


قصه پرداز زمان
مثل اعداد فروخفته در این دیوارها
رسم تکراری هر سالش
سبدی از درد است.
دست سرما زده ی کودک دیروزی من ،
در تب آخر اسفند و سکوت
قلب سنگین هوا را می شکست
و بسان مرغ بی بال و پری جامانده
به تماشای سپیده می نشست
شاید این نور از بحر غزل برخیزد
به شب شکسته ی پروازش
قمر هجرت رویای سحر آویزد
سحر غم از برهوت این ستم بگریزد
شاید این جبر قسم خورده ی مصلوب تنش
غل و زنجیر از او بگشاید...

همه شب اینهمه غم ، همچو آوار برجان من است
چشم خونین دلم می گرید
سنگ تاریک صبورانه ی من
قامت صامت افکار من است.
من به شوق دیدن چشمانت
عمر در قافیه ها میریزم
و به یاد شادی دیرینت
در سراب خالی بادیه ها
قصر کوچک تو را می سازم ...

تقدیم به برادرم




طبقه بندی: یادداشت های من، 
برچسب ها: نوروز،  
[ 1394/01/1 ] [ 17:41 ] [ پژمان ] [ دیدگاه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

یادداشت های پژمان
در محیط محترم وب
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب